همان­طور که در نوشتار مربوط به تمایز میان دعاوی حقوقی و کیفری مورد اشاره قرار گرفت، حقوق‌دانان دعوا را به توانایی قانونی تعریف کرده‌اند که براساس این توانایی مدعی حق تضییع یا انکارشده می‌تواند به مراجع صالح قضایی مراجعه نموده و وارد بودن یا نبودن ادعای خود را به قضاوت بگذارد. دعوا براساس ضوابط متفاوت، تقسیم‌بندی‌های مختلفی پیدا می‌کند. بدیهی است که هر تقسیم‌بندی علاوه‌ بر این‌که باید بر یک ضابطه‌ی مشخصی مبتنی باشد، ضرورتاً باید آثاری را نیز در پی داشته باشد. تقسیم دعوا به دعاوی منقول و غیرمنقول، دعاوی حقوقی و کیفری، دعاوی مالی و غیر مالی و … از انواعِ این تقسیم‌بندی‌ها می‌باشد که موجب مترتب شدن آثار خاصی بر هر یک از این دعاوی شده و ضرورت شناخت آن‌ها را موجب می‌شود. در این نوشتار به بررسی دعاوی مالی و غیر مالی، وجوه تمایز آن‌ها و هم‌چنین آثار مترتب بر این تقسیم بندی خواهیم پرداخت.

مالی یا غیرمالی بودن دعوا به چه معنا می‌باشد؟

در تقسیم‌بندی دعاوی به مالی و غیرمالی، اصطلاح دعوا با مفهوم حق ارتباط زیادی پیدا می‌کند. توضیح آن‌که اگر حقی که مدعی ادعا می‌کند مورد تضییع یا انکار واقع شده است مالی باشد، دعوایی که برای آن مطرح می‌شود مالی خواهد بود و اگر این حق غیرمالی باشد، دعوای مربوط به آن نیز غیرمالی خواهد بود. در واقع، دعاوی مالی به طور مستقیم واجد آثار مالی می‌باشند. دعاوی غیرمالی نیز اگرچه ممکن است به صورت غیرمستقیم واجد آثار مالی باشد اما این آثار غیرمستقیم مالی موجب نمی‌شود که ماهیت آن‌ها تغییر کند. دکتر جلال‌الدین مدنی در جلد نخست کتاب آیین دادرسی مدنی خود آورده‌اند که «در دعاوی مالی مستقیماً مالی طلب می‌شود اعم از اینکه قابل ارزیابی باشد یا نباشد ولی در دعوای غیرمالی مستقیماً مالی مورد مطالبه نیست بلکه حقیقت مطلبی است که ممکن است نفع مالی و یا معنوی هم از آن حاصل شود». از این رو نیز ایشان دعاوی مالی را به دو قسم تقسیم می­کند؛ دعاوی مالی که قابل ارزیابی هستند مانند دعوای مالکیت و دعاوی مالی که قابل ارزیابی نیستند و هزینه دادرسی آن‌ها به طور ثابت از قبل تعیین شده است؛ مانند تصرف عدوانی، رفع مزاحمت و ممانعت از حق، افراز، تقسیم و … . البته لازم به ذکر است که در خصوص این تقسیم‌بندی و مصادیق آن میان حقوق‌دانان اتفاق‌نظر وجود ندارد.

مفهوم حق مالی و غیرمالی

به نظر می‌رسد که برای روشن شدن مفهوم دعاوی مالی و غیر مالی باید مفهوم حق مالی و غیرمالی نیز تبیین شود. حقوق‌دانان برجسته‌ای هم‌چون مرحوم دکتر سید حسن امامی حق مالی را حقی می‌دانند که اجرای آن به صورت مستقیم برای دارنده‌ی حق منفعتی را به وجود می‌آورد که این منفعت قابل تقویم به پول می‌باشد؛ مانند حق مالکیت نسبت به یک خانه که مستقیماً برای دارنده‌ی آن ارزش پولی دارد. در مقابل، حق غیرمالی را به حقی تعریف نموده‌اند که اجرا و اِعمال آن به صورت مستقیم منفعتی را به وجود نمی‌آورد که قابل تقویم به پول باشد؛ هر چند می‌تواند به صورت غیرمستقیم چنین منفعتی را به وجود آورد. به عنوان نمونه حق زوجیت که حقی غیرمالی است و در عین حال به صورت غیرمستقیم دارای آثار و منافع مالی مانند نفقه یا توارث می‌باشد. به عبارت بهتر، در حقوق غیرمالی ممکن است حق جنبه‌ی مالی نیز داشته باشد اما جنبه‌ی غیرمالی آن بر جنبه‌ی مالی آن تفوق و برتری دارد.

تفکیک دعاوی به مالی و غیر مالی دارای چه آثاری می‌باشد؟

بر تقسیم‌بندی دعاوی به مالی و غیرمالی 3 اثر مترتب می‌شود:

بخوانید
وظایف مشاور مالی و مالیاتی چیست؟ و چه تفاوتی با حسابدار یک شرکت دارد؟

الف. طبق بند 3 ماده 51 قانون آیین دادرسی مدنی که شرایط دادخواست را تعیین نموده است، خواهان دعوا در دعاوی مالی باید بهای خواسته را تعیین کند ولی در دعاوی غیرمالی چنین وظیفه‌ای را بر عهده ندارد.

ب. طبق ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی احکام صادره در خصوص دعاوی غیرمالی همواره قابل تجدیدنظرخواهی می‌باشند اما احکام صادره در دعاوی مالی صرفاً زمانی قابل تجدیدنظرخواهی می باشند که خواسته‌ی دعوا یا ارزش آن بیش از 3 میلیون ریال باشد. در خصوص فرجام‌خواهی نیز طبق بند یک ماده‌ی 367 قانون آیین دادرسی مدنی در دعاوی مالی احکامی که در آن‌ها خواسته‌ی دعوا بیش از 20 میلیون ریال باشد، قابل فرجام‌خواهی است و در خصوص دعاوی غیرمالی نیز مطابق بند 2 ماده 367 و بند الف ماده 368 همین قانون صرفاً تعداد محدودی از این دعاوی قابل فرجام‌خواهی می باشند.

پ. خواهان موظف است در دعاوی مالی هزینه‌ی دادرسی را در مرحله‌ی بدوی براساس ارزش یا بهای خواسته‌ی دعوا و در مرحله‌ی تجدیدنظرخواهی و واخواهی براساس میزان محکومٌ‌ٌبه بپردازد. این در حالی است که در دعاوی غیرمالی میزان هزینه‌ی دادرسی به صورت مقطوع در قانون بودجه‌ی هر سال مشخص می‌شود.

برخی از مصادیق دعاوی مالی و غیر مالی کدامند؟

با توجه به آثار مترتب بر تفکیک دعاوی مالی و غیر مالی، تشخیص هر یک از این دعاوی در مرحله‌ی اقامه‌ی دعوا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. با این حال با توجه به این‌که قانون‌گذار معیار و ضابطه‌ی روشن و مشخصی را برای شناسایی دعوای مالی از غیرمالی ارائه ننموده است، میان حقوق‌دانان در خصوص برخی از مصادیق اختلاف‌نظر وجود دارد. این اختلاف‌نظرها در عمل به مرحله‌ی دادرسی نیز سرایت نموده و موجب شده است که قضات دادگاه‌ها نیز در خصوص برخی از دعاوی نظرات متفاوتی ارائه دهند. این اختلاف‌نظرها گاه موجب شده است که دیوان عالی کشور مداخله نموده و از طریق صدور رأی وحدت رویه درصدد رفع آن‌ها برآید. به عنوان نمونه در دعوای اعسار از پرداخت هزینه‌ی دادرسی و محکومٌ‌به با این‌که جنبه‌ی مالی غلبه دارد و حتی اداره‌ی حقوقی وزارت دادگستری نیز با تکیه بر رویه‌ی قضایی اعلام نموده بود که دعوای اعسار از مصادیق دعاوی مالی می‌باشد ولی دیوان عالی کشور در سال 1382 در رأیی که با اتفاق آراء نیز صادر شده، آن را از مصادیق دعاوی غیرمالی شمرده است. حال فارغ از تفاوت موجود در میان آراء حقوقی به برخی از مهم‌ترین و رایج‌ترین مصادیق این قبیل دعاوی اشاره خواهیم نمود.

مصادیق دعاوی مالی:

دعوای مطالبه وجه، دعوای مطالبه‌ی خسارت، دعوای مطالبه‌ی سهم‌الارث، دعوای اثبات مالکیت، دعوای الزام به تنظیم سند رسمی، دعوای مطالبه مهریه، دعوای ابطال سند مالکیت، دعوای اقاله و فسخ قرارداد، دعوای اخذ به شُفعه، دعوای مطالبه‌ی وجه‌التزام قراردادی، دعوای استرداد جهیزیه و هدایای نامزدی و …

مصادیق دعاوی غیرمالی:

دعوای اثبات زوجیت، دعوای طلاق، دعوای حضانت، دعوای اعسار، دعوای تصرف عدوانی، دعوای رفع مزاحمت و ممانعت از حق، دعوای اثبات شناسنامه، دعوای اثبات تابعیت، دعاوی راجع به روابط موجر و مستأجر به استثنای مطالبه‌ی اجور(همانند دعوای فسخ اجاره یا تخلیه‌ی عین مستأجره)، دعوای صدور حکم موت فرضی، دعوای الزام به ثبت ولادت، دعوای ابطال یا تنفیذ وصیت‌نامه و …

درخواست وکیل، جستجو وکیل

دعاوی مالی و غیر مالی چه تفاوتی دارند و مصداق آنها چیست؟
4.6 (91.43%) 7 vote[s]


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضویت در خبرنامه هفتگی
عوضیت در خبرنامه

هر یکشنبه صبح آخرین مطالب و نکات حقوقی را دریافت کنید!

close-link