همانطور که در مطلب انواع قرارداد‌های عمرانی و صنعت ساختمان ذکر شد، قراردادهای عمرانی از نظر فنی و اجرا به ۵ گروه تقسیم شده و گروه اول قراردادهای امانی یا تک عاملی است.

قرارداد های امانی یا تک عاملی چیست؟

قرارداد های امانی یا تک عاملی قراردادهایی هستند که در آن کارفرما علاوه بر تامین مالی پروژه مراحل طراحی و ساخت و مدیریت را خود بر عهده می گیرد و در واقع تمامی مسئولیت اجرای پروژه بر عهده کارفرماست، این نوع قراردادها بیشتر در پروژه های عمرانی کوچک استفاده می شود. مزایای قراردادهای امانی شامل حذف هزینه‌های پیگیری و انتخاب پیمانکار یا مجری، حذف سود پیمانکار یا به عبارتی هزینه های بالاسری مناسب جهت پروژه های کوچک و ساده، ایجاد اشتغال برای نیروهای تحت استخدام،  ایجاد خرید کلان مصالح و استفاده از تخفیف خرید به مقدار کلان بوده و معایب آن شامل کیفیت پایین اجرا به علت تعدد مسئولیت اجرا بین پیمانکاران جزء، طولانی شدن زمان اجرا به سبب عدم هماهنگی بین اجرا و تدارکات، طولانی شدن گردش کاری خرید و تدارکات، عدم تعهد کارفرما به تامین منابع مانند قراردادهای پیمانی، عدم استقبال شرکتها و مجریان معتبر از این شیوه، هزینه های پنهان اجرایی، پرت زیاد مصالح، عدم وجود تضمین کافی برای اتمام کار و مشخص نبودن هزینه های اجرا در ابتدای کار می باشد.

روش متعارف سه عاملی یا سنتی چیست؟

قراردادهای سه عاملی، سه عامل کارفرما، پیمانکار و مشاور در آن دخیل است به این صورت که ابتدا کارفرما طراحی پروژه را با مشاور جلو می برد و پس از نهایی شدن آن اجرای طرح را به پیمانکار سپرده و خود مسئولیت تامین مالی پروژه را بر عهده می گیرد. از جمله مزایای قراردادهای سه عاملی شامل پذیرش مسئولیت اجرا توسط واحد پیمانکاری یا به عبارتی انتقال ریسک اجرا به پیمانکار، وجود تضمین لازم برای تحقق تعهدات اجرایی، گزینش از طریق مناقصه و یا فضای رقابتی، وجود برآورد از کل کار در ابتدا و شفاف بودن هزینه ها، مقایسه پیشرفت فیزیکی و مالی در هر مقطع از کار و شفافیت زمانبندی انجام پروژه بوده و معایب آن شامل عدم اطلاع مشاور در مرحله طراحی از دانش و توان اجرایی پیمانکار ساخت، عدم انگیزه مشاور جهت کاستن هزینه های اجرا، رابطه خصمانه و عدم کار تیمی بین طراح و پیمانکار، مشخص نبودن هزینه های ساخت تا پایان طراحی، طولانی بودن فرآیند، درست نبودن برآوردهای مشاور و بروز تاخیر در فرآیند پروژه، درگیر نبودن مستقیم کارفرما در تصمیم گیری های اجرا و مراحل ساخت و عدم انتخاب پیمانکاران جزء شایسته و زمانبر بودن پروسه انتخاب مشاوران و پیمانکاران به دلیل تعدد آنها می باشد.

روش دو عاملی به چه صورت است؟

در روش دو عاملی کارفرما تمامی مراحل طراحی، تهیه تجهیزات، ساخت، نصب و راه اندازی را به پیمانکار منتقل کرده و خود از پیچیدگی این قراردادها فارغ می شود. این روش در پروژه های پیچیده که کارفرما توان فنی و علمی پیشبرد آن را ندارد بسیار کارآمد است.

روش دو عاملی خود به 2 صورت روش طرح و ساخت (ِDB) و روش طراحی، تدارک و ساخت یا کلید در دست (EPC/Turnkey) انجام می شود.

-روش طرح و ساخت: در این روش مطالعات فاز یک و صفر توسط کارفرما انجام شده و از مرحله طراحی تفصیلی تا انتهای اجرا به عهده پیمانکار است، در این روش کارفرما حق نظارت بر مراحل اجرای پروژه را برای خود نگاه می دارد.

EPC/Turnkey:

در این روش نهایت سپردن مراحل انجام پروژه به پیمانکار محقق می شود، و در پروژه هایی که تهیه کالا و انجام تدارکات بسیار سنگین است از این روش استفاده می شود.

مزایای روش دو عاملی شامل صرفه جویی در زمان، کاهش دعاوی، هماهنگی طراحی و اجرا، ریسک کم برای کارفرما، عدم درگیری زیاد کارفرما در مسائل و مشکلات کاری، آزادی عمل پیمانکار و… بوده و از جمله معایب آن می توان به کاهش کنترل کارفرما بر کار و تبعیت وی از نظر پیمانکار، عدم انتقال دانش فنی به کارفرما، نبود پیمانکار EPC کار قوی در کشور و … اشاره نمود.

قراردادهای مدیریتی یا چهار عاملی چیست؟

در قراردادهای چهار عاملی علاوه بر کارفرما، پیمانکار و مشاور، عامل چهارمی نیز دخیل است که بر اساس شرح وظایف عامل چهارم خود این قراردادها به دسته های مختلف تقسیم شده و شرح آن در ادامه خواهد آمد:

  1. پیمانکاری مدیریت یا مدیریت طرح (MC)
  2. مدیریت ساخت (CM)
  3. مدیریت پیمان یا مدیریت پروژه (PM)
  4. مدیریت اجرایی (EM)

 منظور قراردادهای پیمانکاری مدیریت یا مدیریت طرح چیست؟

در این قراردادها عامل چهارم وظیفه مدیریت پروژه را از ابتدای کار تا انتهای کار بر عهده می گیرد که گاها یا به عنوان نماینده کارفرما بوده و وظایف مدیریتی کارفرما جز تغییر زمان و مبلغ قرارداد، تغییر مشخصات کلی پروژه، تعلیق، خاتمه و فسخ قرارداد و تصویب صورت وضعیت قطعی و صورتحساب نهایی را بر عهده می گیرد؛ و یا هیئتی مدیریتی متشکل از نمایندگان کارفرما و پیمانکار بوده و علاوه بر نظارت بر پروژه، وظیفه تطبیق عملکرد طرفین با قرارداد در حین اجرای پروژه، تصمیم گیری در مسائل کلان پروژه و پیشبرد مذاکرات طرفین را نیز بر عهده دارد.

بخوانید
قراردادهای عمرانی از نظر تامین منابع مالی و موضوع چه نکاتی را شامل می‌شود؟

این روش قراردادی دارای مزایایی از جمله امکان همپوشانی فازهای طراحی و ساخت و در نتیجه کوتاه شدن زمان پروژه، در دسترس بودن یک سازمان تخصصی چهارم در امور در زمان مواجهه با مشکلات، کاهش ریسک کارفرما، قابلیت اعتماد بیشتر به برآوردهای انجام شده، کمک و همفکری با مشاور و پیمانکاران جهت پیشبرد بهتر پروژه، بزرگ نشدن بدنه کارفرمایی و تقسیم کار به بسته های کوچکتر و ایجاد رقابت بین عوامل مختلف درگیر در پروژه می باشد. و معایبی مانند تداخل کاری میان وظایف مشاور و مدیر طرح، ایجاد روابط خصمانه بین مشاور و مدیر طرح و رعایت نکردن مصالح طرفین توسط مدیر طرح نیز دارد.

روش مدیریت ساخت چیست؟

در این روش قراردادی عامل چهارم در کنار کارفرما نظارت بر اجرای پروژه را بر عهده داشته و تفاوت آن با MC در این است که در MC عامل چهارم قدرت اجرایی دارد ولی در CM صرفا در نقش مشاور ظاهر می شود.

مدیریت پیمان یا مدیریت پروژه چیست؟

این روش مشابهت زیادی با MC دارد ولی تفاوت آن این است که در MC عامل چهارم اصولا از ابتدای انجام مراحل طراحی تا انتهای اجرای طرح در کنار سایر طرفین فعالیت می کند ولی در مدیریت پیمان، عامل چهارم یا همان مدیر پیمان صرفا در مراحل اجرای کار وارد به قرارداد می شود و در مرحله طراحی دخالتی ندارد. در این روش مدیر پیمان نماینده کارفرما بوده و وظایفی مانند شناسایی و عقد قرارداد با پیمانکاران جز و خرید مصالح و تجهیزات – اگر به عهده کارفرما باشد- را انجام می دهد. در قراردادهای مدیریت پیمان با توجه به اینکه مدیر پیمان مداخله زیادی در قرارداد دارد و در انعقاد قرارداد با پیمانکاران جز نیز دخیل است امکان کاهش هزینه ها و برعکس بالا رفتن هزینه ها زیاد است، همچنین امکان پیاده سازی استاندارد های مدیریت پروژه و کنترل بر زمان، کیفیت و هزینه بیشتر می شود. اما این روش دارای معایبی از جمله تداخل کاری در برخی مسائل بین عوامل کارفرما و مدیر پیمان، امکان سوء استفاده مدیر پیمان در قراردادهای منعقده، حجم زیاد کنترل های کارفرما و در نتیجه زیاد شدن روال کاری و کاغذ بازی نیز هست.

روش مدیریت اجرایی در قرارداد‌های عمرانی چگونه است؟

روش مدیریت اجرایی تشابه زیادی با مدیریت پیمان داشته و در آن کارفرما فردی را به عنوان مدیر اجرایی انتخاب کرده که کلیه قرارداد های اجرا، تامین مصالح، تامین نیروهای نظارتی و … را تحت مدیریت خود قرار داده و به عنوان نماینده کارفرما فعالیت می نماید. ولی تفاوت آن با مدیریت پیمان این است که مدیر اجرایی حقوق خود را از کارفرما دریافت می کند و صرفا جهت پروژه ای خاص عضو تیم کارفرما می شود. این روش در حالت عدم ثبات اقتصادی و نوسان قیمت ها، یکی از بهترین روش ها برای اجرای استاندارد های مدیریت پروژه و به هدف رسیدن پروژه می باشد.

منظور از سیستم قراردادی یکپارچه چیست؟

آخرین گروه از قرارداد های عمرانی در دسته بندی این قراردادها بر اساس روش اجرا سیستم قراردادی یکپارچه است که این روش اصولا با هدف انتقال بخشی از وظایف دولت به بخش خصوصی و بهره گیری از امکانات بخش خصوصی ( چه بخش خصوصی داخلی چه بخش خصوصی خارجی) بکار گرفته می شود. این قرارداد ها در واقع مشارکتی بین بخش خصوصی و بخش دولتی در طرح های عمرانی بوده که مشهور ترین اقسام آن در ادامه تشریح می گردد:

1.قرارداد های BOT_ساخت، بهره برداری، انتقال

این نوع قرارداد بیشتر جهت پروژه های زیربنایی و در کشورهای در حال توسعه کاربرد داشته و به واسطه آن ساخت و بهره برداری توسط یک گروه خارج از سازمان کارفرما انجام شده ( شرکت های خصوصی) انجام شده و پس از دوره ای جهت بهره برداری به کارفرما منتقل می شود.

2.قرارداد های BOOT_ساخت، مالکیت، بهره برداری، انتقال

این قراردادها نیز مشابه قرارداد قبلی است با این تفاوت که در مراحل اجرا برای مدتی مالکیت پروژه به پیمانکار منتقل شده و پس از پایان مدت مذکور پروژه و مالکیت آن به کارفرما منتقل می شود.

3.قراردادهای BOO_ساخت، مالکیت، بهره برداری

در این روش ساخت و بهره برداری توسط بخش خصوصی انجام می شود ولی تفاوت آن با دو روش قبلی این است که در این حالت دیگر انتقال مالکیت بین بخش خصوصی و بخش دولتی انجام نمی پذیرد و مالکیت پروژه به طور کامل به بخش خصوصی واگذار می شود. روش های قراردادی مذکور در طرح های عمرانی مربوط به ساخت راه بسیار مرسوم است.

4.قراردادهای بیع متقابل _Buy-Back

این قراردادها که با اغماض در دسته بندی مذکور قرار گرفته در صنعت نفت و گاز کاربرد دارد و در این قراردادها بخش خصوصی ( داخلی یا خارجی) وظیفه انجام مطالعات زمین شناسی و اکتشاف، استخراج، تولید و بهره برداری را بر عهده گرفته بدون اینکه مالک مخازن تحت عملیات شود و هزینه های او نیز از محل عواید میدان بازپرداخت می گردد.

5.0
01

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضویت در خبرنامه هفتگی
عضویت در خبرنامه

هر یکشنبه صبح آخرین مطالب و نکات حقوقی را دریافت کنید!

close-link