علیرضا حسینی
اسناد رسمی
با سلام بنده در یک پرونده شاکی تقی خالویی هستم بنا به دلایلی چنین رضایتی به متهم دادم . الان چند فقره چک دیگر از ایشان دارم که وصول نشده و شخصی ظهر آنها را امضا نموده به عنوانمطالبه وجه چک تضامنی الان شکایت مجدد حقوقی نمودم در جلسه دادگاه ضامن این رضایت را آورده و میگوید شما قبلا نسبت به آقای خالویی رضایت داده اید و نمیتوانی دوباره علیه ایشان شکایت کنی رضایت من در یک پرونده و در یک شعبه بوده آیا واقعا نمیتوانم با این رضایتی که داده ام دوباره دعوی حقوقی مطرح کنم متن رضایت دقیقا همین است که تایپ نموده ام. رضایت نامه محضری میباشد . اینجانب حسین صفدری رضایت شرعی و قانونی خود را نسبت به آقای تقی خالویی به کد ملی …..متهم پرونده شماره ….. تهت عنوان کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع که 12 فقره چک به نام اینجانب حسین صفدری به عنوان شاکی در آن مطرح شده و به شماره بایگانی شماره …..شعبه ششم دادیاری شهرستان …….اعلام مینمایم و از شکایت خود صرف نظر نموده و نسبت به نام برده تقاضای اختتام پرونده مذکور و یا هر پرونده با هر شماره دیگری که در خصوص موضوع مربوطه در هریک از شعبات محاکم دادگستری تشکیل گردیده باشد را دارم و ضمن عقد خارج لازم حق هر گونه ادعا و اعتراض و یا طرح شکایت مجدد اعم از کیفری و حقوقی و اداری نسبت به نام برده در خصوص موضوع متنازع فیه را از خود سلب و ساقط مینمایم و در آینده حق مطالبه هیچ گونه وجهی در خصوص موضوع مرقوم تحت هیچ عنوان را از نام برده نخواهم داشت این سند حسب الا اظهار رضایت دهنده تنظیم و کلیه مراتب و پیامدهای آن از هر جهت به نام برده تفهیم گردید . ممنون میشوم راهنمایی کنید
مشاهده سوالات مشابه
پاسخها (1)
پاسخ تیم حقوقی وینداد
هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصصهای ما در سریعترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی میدهند.
بیشتر بخوانید
مرجان حسین خانی
خیار تخلف از شرط
سلام
میخواستم این متن حقوقی رو برام تحلیل کنید و مفهومش رو در قالب یک پاراگراف بگید
در خیار تخلف از شرط اگر دلیلی بر فوری بودن اعمال حق فسخ در قرارداد ارایه نشود نمیدونم قایل به فوریت آن بود
یاسمین حسنی
زمین ستادی
زمینی از شخصی خریدم، هفت ماه بعد از اینکه اون شخص خودش زمین را خریده بوده، حالا مشخص شده زمین مال ستاد امام بوده، من پولم را ایا از فروشنده باید طلب کنم؟ قانون چی میگه
محمد معينی
مطالبه سهم الارث
با سلام پدربزرگ بنده سال ۷۷ فوت شد و در آن زمان همسر،۴ پسر و سه دختر(فقط یکی از دخترها بخاطر ناشنوا بودن در خانه و با مادر زندگی میکرد) که از سال ۱۳۸۰ مغازه متعلق به ملک پدری در اختیار پدر بنده بوده و امورات مادر بزرگ و عمه ناشنوایم با توافق همه وراث رتق و فتق میشده که دوتن از پسران متوفی یعنی عموهای بنده بترتیب در سالهای ۸۲ و ۱۴۰۳ فوت شدند ضمن اینکه با فوت مادر در سال ۸۹ عملا سرپرستی و نگهداری عمه دارای معلولیت بطور کامل بر عهده پدرم بوده و حال با گذشت ۲۳ سال عموی کوچک و فرزندان عموهای فوت شده برخلاف توافق شفاهی اولیه هر چهار اولاد ذکور مدعی طلب ۲۳ سال کرایه شده اند، سوالی که دارم آیا این سکوت بیست و سه ساله مبتنی بر اصل اباحه تلقی نمیگردد چرا که هیچ اعلام نارضایتی از تصدی مغازه توسط پدر من به عوض نگهداری عمه معلول که طبق توافق بر عهده هر چهار برادر بوده در این مدت صورت نگرفته.