پروفایل کاربر

ساناز سلیمانی

فروش کالای دسته دوم

یک دروبین دسته دوم فروختم. خریدار جلوی در خونه دوربین چک کرده. یک روز بعد تماس گرفته فلشش کار نمی کنه.
الان باید پولشو پس بدم؟
از کجا بدونم خودش خرابش نکرده.

مشاهده سوالات مشابه

پاسخ‌ها (0)

هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصص‌های ما در سریع‌ترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی می‌دهند.

بیشتر بخوانید

پروفایل کاربر

علی عباسی

فروختن زمین به دو نفر با وکالت بلاعزل

زمینی را دو ماه پیش بصورت وکالتی از فروشنده خریدم اکنون شخصی امده و میگوید من این زمین را هفته پیش وکالتی خرید ه ام تکلیف چیست فروشنده هم مفقود شده و در دسترس نیست

پروفایل کاربر

سها نباتی

مشکل روانی قاضی

وقت بخیر

مادربنده و بعضی برادرو خواهراشون و برادر و خواهرم به صورت ارثی به دیوانگی یا مشکل روانی مبتلا هستن، به طوری که به نسبت دادن دزدی یا بعضی مسائل به بنده اقدام میکنن یا به صورت دزدی اموال بنده رو میخوان مال خودشون معرفی کنن .

چون مسئله روانی یا دیوانگی دارن به افکار وسواسی اینطور مبتلا هستن که کسیو بگیریم دست و پاشو ببندیم بستریش کنیم یا دست و پاشو ببریم به صورت دائم افکار وسواسیشونو از بستن جراحی،دیوانگی و.. تکرار میکنن . حرفای اینطور میگن که بگید دزدی کرده چیزای اینطور بسازید به کارمندای دادگستری بگید تا مسئله روانیمون لو نره

شوهر خواهرم از این موضوع سواستفاده میکنه و عقل کمیم داره با عبدالله احمدی قلعه و جهالت های برادرم از مشکل مادرم سواستفاده میکنن به این شکل که با مردایی همراه میشن یا با کسانی که با بنده خصومتی داشته باشن طوری جلوه میدن که روابط سالم بنده نامشروع بوده یا بنده قصد ارتباط با اصطلاحا بدان کردم یا خودشونو کسایی جلوه میدن که قصد پاکسازی یا درمان بیماری در بنده رو دارن یا بلدن با قاضیای دادگستری همراه میشن تلاش میکنن بنده رو سرگردان یا دچار بیماری یا مقاومت و...نشون بدن برای این منظور از دوستان پزشک یا وکیل احمدی قلعه که در حقیقت دوستان شوهر خواهر و برادرم هستن به عنوان بزرگ کردن موضوع و پنهان کردن حقیقت استفاده میکنن .هاشمی رییس ارتباطات مردمی که در حقیقت اونام از اشنای عمه مادرم هستن که دیوانگی دارن با دروغایی مثل این موارد که سخن بنده رو چرت و پرت جلوه بدن به دروغگویی به بخشای اداری اقدام میکنن . چون با اکثر قاضیا فامیل یا دوستن به دروغ اقدام میکنن بخش ارزشیابی قضات یا مرکز بهداشتو اینام اشنا و دوست زیاد دارن به کتمان و بزرگ نمایی های دروغ اقدام میکنن

پروفایل کاربر

حسین محمدی

گرفتن تعهد نامه به عنف با تهدید و ضرب و شتم

با سلام و احترام
شخصی بنام سید جواد مهدوی مقدم تکلیمی واسطه شد ( نمی‌دانستم تازه از زندان آزاد شده ) ،سندم را با ترفندی برای یک زندانی گذاشتیم با قرارداد نانوشته یک میلیارد یا چهار واحد آپارتمان بدون سند بردارم و یا از مادرش در شهسوار زمین در سال ۹۹
++ بعد از گذاشتن سند فردای آنروز اعلام میکند به مرخصی وی موافقت نکردند بخاطر اینکه در تهران پرونده دیگری دارد ، ( دروغ می‌گفت ).
++ بعد از امروز و فردا کردن که باید نیابت از کرج به تهران بگیریم وقت کشی کرد از زندان بزرگ تهران بعد از سه ماه با من وثیقه گذار تماس گرفتند مرخصی زندانی شما تمام شده به زندان معرفی کنید .
++ درگیری من با وی شروع شد تنها یک برگ تعهد نامه با امضای اهل خانواده مرتضی چالکش الهی و یک غیربه که راننده اش بود به من سپرد ، روز بعد اظهار نامه ای برای خانواده اش ارسال کردم که دعوت به نشست شدیم قبل از نشست گوشزد می‌کرد که مبادا تعهد نامه را به خانواده نشان دهی و اصلا شما تو جلسه حرف نزنید .
++ داخل جلسه یکی از خواهر ها اعلام کرد وقتی آقای محمدی به ما فشار می آوردی ۲۰۰ میلیون به شما دادیم و خواهر دیگرش هم می‌گفت برادرم آقا مرتضی ۲ میلیارد به سید جواد مهدوی داده که برادرم دیگه به زندان برنگردد که قسمتی از صدای یکی از خواهر ها را ضبط کرده دارم .
++ بنده را دعوت به سکوت کردند که جبران میکنند و مرتضی از آقای محمدی خواهش میکند که پای خواهر های من به دادگاه باز نشود ، اعلام کردم سید یک میلیارد بخاطر اینکه تک فرزند است پدرش فوت کرده بود بهش مرخصی ندادند و مادرش شهرستان ( شهسوار ) دارایی و املاک زیاد دارد حاضر است یک میلیارد هزینه کند ، قبول کردم . لذا در حال حاضر من پولی نگرفته ام ، شما پول بمن دادید گفتند خیر به سید جواد مهدوی .
++ هنگام خدا حافظی یکی از خواهر ها شماره تلفن بنده را گرفت و رسید ۲۰۰ میلیون مبلغی که علی الحساب به سید جواد مهدوی داده بودند را برای من از طریق واتساپ ارسال کردند . و رفیق شدند و با لعنی که بتوانند تعهد نامه را رویت کنند ، دو نوبت با تدابیری رویت کردند و با دیدن تعهد نامه و امضاهای خود مضطرب و اضطراب مخصوصا مادرشان خودزنی میکرد ..... متوجه به جعل بودن تعهد نامه شدم و از طریق دفتر اسناد کپی برابر اصل کردم ، جهت احتیاط . ++ دعوا...