سلیم صفری
مسدودی ودیعه توسط دادگستری
با سلام
صاحب خانه بنده ۱۰۰ ملیون از ودیعه بنده رو پرداخت نمیکرد و بعد رفتن به شورای حل اختلاف ایشان پول رو به حساب دادگستری واریز کرد. وقتی رفتم پول رو دریافت کنم گفتن ایشون مطالبه خسارت کرده و پول مسدود. الان حدود ۵ ماه که پرونده در جریان و چند روز پیش تازه به دادگاه صلح ارجا شده و دادگاه صلح هم برای ۲ ماه دی،ه وقت صادر کرده و پول بنده هنوز مسدود. میخواستم بدونم راهی هست که بنده بتونم پولم رو بگیرم یا باید ۲ ماه دیگه هم صبر کنم و اینکه در انتها امکانش هست از صاحب خانه بابت مسدود شدن پولم برای این مدت شکایت کنم؟
مشاهده سوالات مشابه
پاسخها (0)
هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصصهای ما در سریعترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی میدهند.
بیشتر بخوانید
منا خدمتی یگانه
طلاق رجعی
همسرمن دادخواست طلاق داده حکم رجعی اومده همسرمن متواری وکلشون اومدجاشون امضازدن محضرالان ۳ ماه ۶ روزاززمان عده میگذره امروزرفتم دوتاشاهدبردم محضرامضازدن براثبت طلاق اماوکیلش فعلن نیومده براامضااگه نیادچی میشه
علی احمدی
دریافت دو حقوق بازنشستگی
من بعنوان کارمند در واحد حقوقی شرکت خصوصی ۲۱ سال کار کردم که در طول همین مدت پروانه وکالت هم گرفتم و هم حق صندوق را دادم و هم بیمه تامین اجتماعی و حالا ۱۵ سال سابقه وکالت و ۲۳ سال سابقه تامین اجتماعی دارم و ۴۷ سال دارم آیا وقتی به سن بازنشستگی برسم از هر دو جا مشمول حقوق بازنشستگی می شوم .
Mahtab Mkhtari
مشاوره
پرونده اول:
مادر من چند خانه داشت که به دلیل سن بالا و شرایط جسمی و روحی پدر (که زنده بود ولی حال خوبی نداشت) تصمیم گرفته بود خانهها را بفروشد و یک خانه خریداری کند. مسئولیت فروش و خرید خانهها ابتدا به برادر بزرگتر محول شده بود، اما پس از خرید خانه برادرم سند خانه را به نام خودش زد.
مادر پس از اطلاع از این موضوع تصمیم گرفت برای بازگرداندن سند خانه به نام خودش پیش وکیل مراجعه کند. این موضوع حدود خرداد ماه ۱۴۰۲ بوده. در ابتدای مراجعه، مادر توضیحات کاملی به وکیل داد و تأکید کرد که هدفش تنها بازگرداندن سند به نام خود است و اصلاً قصد ندارد برای برادرم مشکل کیفری ایجاد شود یا اقدامی علیه او انجام شودمادر اینجانب در آن روز و روزهای قبل و بعد، به دلیل سن بالا، بیماری پدر، و ترس از اقدام برادر و از دست دادن خانه، در شرایط روحی و جسمی نامناسب بوده است..
با این حال، وکیل از این شرایط استفاده کرد و با ایجاد استرس شدید و فشار روانی بر مادر و خواهرم که همراه مادر بودند، آنها را وادار کرد در همان جلسه یک قرارداد پیشنویس شده که بندهایی از آن هم خالی بود امضا کنند. وکیل همچنین شماره حساب خود را در اختیار مادر گذاشت و خواست مبلغی واریز شود تا اقدامات حقوقی انجام شود. مادر با اعتماد به وکیل و بر اساس حرفهای او، این مبلغ را واریز کرد، بدون اینکه نسخهای از قرارداد یا متن کامل اقدامات به او داده شود، و هنوز هم متن قرارداد به مادر ارائه نشده و اصلاً نمیداند در متن قرارداد چه نوشته شده است.
پس از انجام این مراحل، مشخص شد که اقدامات وکیل، از جمله شکایت کیفری مطرح شده علیه برادر، برخلاف خواست صریح مادر بوده و هدف اولیه که بازگرداندن سند به نام مادر بود، در مسیر درست پیش نرفته است. اکنون مادر متوجه شده است که برای تحقق هدف اصلی یعنی انتقال سند به نام خود، باید دوباره اقدام به تنظیم قرارداد و شکایت حقوقی کند، در حالی که از ابتدا هدفش صرفاً بازگرداندن سند بود و نه اقدامات کیفری علیه برادر.
در حال حاضر، مادرم توانایی گرفتن وکیل جدید را ندارد و وکیل فعلی نیز قبول نمیکند و اعلام کرده که کار خود را انجام داده و مادر باید دوباره قرارداد جدید ببندد.
حقالوکاله کامل پرداخت شده است.
پرونده دوم:
مادر در پرونده دوم، خانهای را به یک آقای «عب...