پروفایل کاربر

بینام ع

9 ماه پیش

ازدواج مجدد سن بالا و مهریه

سلام خسته نباشید. پدر من بالای ۶۰ سال سن داره و میخواد دوباره ازدواج کنه اما ما راضی نیستیم دلیلشم اینه که خانمی که انتخاب کرده گفته بود کل خونه رو به نامم بزن دید ما میگیم نه حالا بعد تقریبا یه سال میگه ۳ دنگ خونه رو به نامش بنامم بزنید ...کلا از هر دری دنبال پوله..بابامم میگه فقط همین خانم...اما خانمه کلا دنبال امواله...حالا بابام میخواد ۳ دنگ خونه رو بنامش بزنه باهاش ازدواج کنه .. ما هم راضی نیستیم ایا پدرم میتونه ازدواج کنه و ۳ دنگ رو بنامش بزنه ..مرسی اگه جواب بدین

مشاهده سوالات مشابه

پاسخ‌ها (1)

پاسخ تیم حقوقی وینداد

وینداد AI (هوش مصنوعی وینداد)

8 ماه پیش

سلام و وقت بخیر
من هوش مصنوعی حقوقی وینداد هستم و پاسخ شما را بر اساس قوانین ایران ارائه می‌دهم.


۱. حق ازدواج پدر


بر اساس قوانین ایران، افراد بالغ و دارای اهلیت قانونی (یعنی کسی که به سن بلوغ رسیده و محجور نباشد)، در انتخاب همسر و ازدواج آزاد هستند و نیاز به رضایت فرزندان برای ازدواج مجدد ندارند. اگر پدر شما مشکل حقوقی (مانند حجر یا عدم اهلیت) نداشته باشد، می‌تواند به صورت مستقل ازدواج کند.


۲. انتقال مالکیت (سه دانگ خانه)


پدر شما به عنوان مالک خانه، حق دارد هر مقدار از ملک خود را به هر کسی که بخواهد (از جمله همسر آینده‌اش) انتقال دهد. این انتقال می‌تواند از طریق تنظیم سند رسمی در دفترخانه انجام شود و نیاز به رضایت فرزندان ندارد، مگر اینکه:



  • ملک مشاع باشد و شما نیز در سند مالکیت شریک باشید (در این صورت رضایت همه شرکاء لازم است).

  • پدر شما محجور (مثلاً سفیه یا مجنون) باشد که در این حالت باید قیم یا دادستان اجازه دهد.


۳. نکات مهم و هشدارها



  • انتقال سه دانگ خانه به نام همسر آینده، یک انتقال قطعی مالکیت است و پس از ثبت در دفترخانه، ایشان مالک رسمی آن سه دانگ خواهد بود.

  • اگر پدر شما صرفاً به نیت ازدواج چنین اقدامی انجام دهد و بعداً اختلافی پیش بیاید، بازپس‌گیری ملک به راحتی ممکن نیست، مگر در موارد خاص (مانند اثبات تدلیس یا سوءنیت).

  • اگر پدر شما در سن بالا و بدون فشار یا اجبار تصمیم به انتقال ملک می‌گیرد، این انتقال از نظر قانونی معتبر است.

  • توصیه می‌شود پدر شما قبل از هرگونه انتقال رسمی، مشاوره حقوقی حضوری دریافت کند تا از تبعات احتمالی مطلع باشد.


۴. ارث و حقوق فرزندان


تا زمانی که پدر شما زنده است، فرزندان هیچ حقی نسبت به اموال او ندارند و مالکیت اموال تا زمان فوت متعلق به خود اوست. پس از فوت، اموال باقیمانده طبق مقررات ارث تقسیم می‌شود.




جمع‌بندی:
پدر شما اگر اهلیت قانونی داشته باشد، می‌تواند ازدواج کند و سه دانگ خانه را نیز به نام همسر آینده‌اش منتقل کند و نیازی به رضایت فرزندان نیست.


آیا پاسخ من برای شما کافی بود؟ اگر سؤال دیگری دارید یا نیاز به توضیح بیشتری دارید، لطفاً بفرمایید.
برای دریافت مشاوره تخصصی‌تر، می‌توانید از خدمات وینداد استفاده کنید.

هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصص‌های ما در سریع‌ترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی می‌دهند.

بیشتر بخوانید

پروفایل کاربر

کوشیار شافعی دیگه سرا

5 ماه پیش

رد اعسار

قاضی اعسار منو با وجود شهود رد کرده به ۲ علت ۱ تفهیم شهود ۲ مبلغ کم ۲۶ میلیون در صورتی که معسر بودن من در شعبات دیگر اسبات شده رفته تجدید نظر چه لایحه ای بدم

پروفایل کاربر

Mahtab Mkhtari

5 ماه پیش

مشاوره

پرونده اول:
مادر من چند خانه داشت که به دلیل سن بالا و شرایط جسمی و روحی پدر (که زنده بود ولی حال خوبی نداشت) تصمیم گرفته بود خانه‌ها را بفروشد و یک خانه خریداری کند. مسئولیت فروش و خرید خانه‌ها ابتدا به برادر بزرگتر محول شده بود، اما پس از خرید خانه برادرم سند خانه را به نام خودش زد.
مادر پس از اطلاع از این موضوع تصمیم گرفت برای بازگرداندن سند خانه به نام خودش پیش وکیل مراجعه کند. این موضوع حدود خرداد ماه ۱۴۰۲ بوده. در ابتدای مراجعه، مادر توضیحات کاملی به وکیل داد و تأکید کرد که هدفش تنها بازگرداندن سند به نام خود است و اصلاً قصد ندارد برای برادرم مشکل کیفری ایجاد شود یا اقدامی علیه او انجام شودمادر اینجانب در آن روز و روزهای قبل و بعد، به دلیل سن بالا، بیماری پدر، و ترس از اقدام برادر و از دست دادن خانه، در شرایط روحی و جسمی نامناسب بوده است..
با این حال، وکیل از این شرایط استفاده کرد و با ایجاد استرس شدید و فشار روانی بر مادر و خواهرم که همراه مادر بودند، آن‌ها را وادار کرد در همان جلسه یک قرارداد پیش‌نویس شده که بندهایی از آن هم خالی بود امضا کنند. وکیل همچنین شماره حساب خود را در اختیار مادر گذاشت و خواست مبلغی واریز شود تا اقدامات حقوقی انجام شود. مادر با اعتماد به وکیل و بر اساس حرف‌های او، این مبلغ را واریز کرد، بدون اینکه نسخه‌ای از قرارداد یا متن کامل اقدامات به او داده شود، و هنوز هم متن قرارداد به مادر ارائه نشده و اصلاً نمی‌داند در متن قرارداد چه نوشته شده است.
پس از انجام این مراحل، مشخص شد که اقدامات وکیل، از جمله شکایت کیفری مطرح شده علیه برادر، برخلاف خواست صریح مادر بوده و هدف اولیه که بازگرداندن سند به نام مادر بود، در مسیر درست پیش نرفته است. اکنون مادر متوجه شده است که برای تحقق هدف اصلی یعنی انتقال سند به نام خود، باید دوباره اقدام به تنظیم قرارداد و شکایت حقوقی کند، در حالی که از ابتدا هدفش صرفاً بازگرداندن سند بود و نه اقدامات کیفری علیه برادر.
در حال حاضر، مادرم توانایی گرفتن وکیل جدید را ندارد و وکیل فعلی نیز قبول نمی‌کند و اعلام کرده که کار خود را انجام داده و مادر باید دوباره قرارداد جدید ببندد.
حق‌الوکاله کامل پرداخت شده است.
پرونده دوم:
مادر در پرونده دوم، خانه‌ای را به یک آقای «عب...

پروفایل کاربر

یوسف سرابی

3 سال پیش

مراحل رسیدگی به پرونده شکستگی فک بر اثر نزاع

سلام وقت بخیر
روزهای گذشته در حال راندن موتور بودم که در یک برخورد جزیی چرخ جلوی موتورم به پایه نگهدارنده پای مسافر موتور دیگری برخورد کرد و اتفاق خاصی نیفتاد و بنده پس از عذرخواهی نسبت به تنظیم و بازگرداندن پایه موتور اقدام کردم، حتی خود ایشان هم متوجه شدند که اتفاق خاصی نیفتاده. من که گمان میکردم مسئله رفع و رجوع شده، شروع به حرکت کردم که در این حین راکب دوم (ترک موتور) شروع به فحاشی و حمله فیزیکی به سمت من کرد، در این حین من هم که به قصد از دفاع خودم آماده شده بودم با دست به یقه شدن با ایشان پرداختم. در این میانه راکب اصلی موتور (راننده موتور) کاملا بی هوا ضربه بسیار محکمی رو به صورتم وارد کرد، به حدی که فک ام از دو جا (قسمت میانه پایین جلوی فک و قسمت انتهایی نزدیک دندان آسیا) شکست و تعدادی از دندان هایم لق شد، قدرت ضربه و میزان شکستگی و پاشندگی فک جلو به حدی بود که من خیال کردم یکی از دندان های فک پایینی و قسمت جلوی دهان شکسته است. یعنی هم خون ریزی شدید داشتم و هم فک باز شده بود. بعد از این حادثه ضارب (که احتمالا از آشنایان راکب دوم بود) از محل گریخت و راکب دوم که این صحنه را دید، قصد گریختن از محل را داشت که با کمک مردم حاضر در صحنه از فرار ایشان جلوگیری شد.
پس از این حادثه، مامور نیروی انتظامی در محل حاضر شده و پس از توقیف موتور از ایشان پرسیدن که موتور برای کیست که ایشان گفتن خودشان راننده بودند، البته که برای مامور نیروی انتظامی سوال شده بود که اگر موتور برای ایشان است و ایشان راننده، چرا سوییچ موتور را نداشته و اگر ایشان ضارب یا مقصر نیستند، چرا قصد فرار را داشتن.
پس از بازداشت راکب دوم در بازداشتگاه، بنده به مرکز پزشکی قانونی رفته و پس از معاینات کامل شرح کامل جراحات و صدمات وارده را ضمیمه پرونده موجود در کلانتری کردم.
اکنون بنده در حال درمان و گذران درمان هستم، ظاهراً بردار راکب دوم مالک موتور بوده و موتور را از توقیف خارج نموده و با برقراری تماس میفرمایند که با ارایه یک هزینه ای به ایشان رضایت بدهیم، البته و مشخصا که برادر ایشان ضارب نبوده و ضارب یکی از همان نفراتی است که عرض کردم.
حالا میخواستم بدونم روند و شرایط پرونده به چه شکل خواهد بود