مجتبی جعفری
حکم جلب دارم
سلام.شخصی به بنده بدهکاره.بابت تصادف ماشین به ماشین.شکایت کردم حکم جلب گرفتم.متواری شده و پیداش نمیکنم.متوجه شدم از کشور خارج شده.
1 چطور میتونم مطمعا بشم از کشور خارج شده؟ایا میتونم برش گردونم؟
2 حدودا دو سال از حکم جلبش میگذره.حکم همچنان فعاله.چطور میتونم مبلغ رو به روز کنم و طبق ارزش واقعیش طلب کنم.
3 چطور میتونم پیداش کنم؟خط تلفنش رو عوض کرده و هیچ دارایی نداره.مجرد هستش
مشاهده سوالات مشابه
پاسخها (0)
هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصصهای ما در سریعترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی میدهند.
بیشتر بخوانید
زهرا شریف نیا
شکایت
یک سال پیش شوهر خواهرم فوت کرده خانواده شوهرش از خواهرم شکایت کردن که تو شوهرت روکشتی الان شش ماه است که بازداشتگاه است وپدرومادرم پیش دخترش هستن وازش مراقبت میکنن من هم چند وقت یک بار میرم تا بهشون سر بزنم ،دوروز پیش ابلاغیه فرستادن در خونه خواهرم واز من وپدر مادرم شکایت کردن که چرا تو اون خونه رفت و آمد میکنیم ،حالا تو دادگاه من چه جوابی بهشون بدم که قانع کننده باشه ،ممنون از راهنمایی شما
محمد جواد محمدی
گرفتن طلب چک بعد از ۱۲ سال
من۱۳ سال قبل سندم را برای گرفتن وام به مبلغ ۷۰ میلیون به صاحب موسسه ای دادم تا وام بگیرد ود ر قبال آن چک۹۵ میلیونی موسسه رو به من دادن. اقساط رو نتونست پرداخت کنه خونه ام مزایده رفت ومن خونه رو خودم از بانک فک رهن کردم وبه یکی دیگه فروختم به مبلغ ۵۰۰ ملیون یکمبلغ ۳۰۰ تومن به بانک دادم بقیه رو خودم برداشتم دادم یک خانه ی دیگه خریدم. بعد از آن صاحب موسسه مبلغ ۳۰۰ ملیون را به من داد وچک ۹۵ ملیونی رو گرفت البته من قبلا هم از ایشان با مراجعه به دفترشان پول دریافت مکردم با رسید حالا من از او شکایت کردم به خاطر خصومت شخصی وگفتم که این آقا بدون اینکه من بدونم ومن راضی باشم سند رو برده از بانک وام گرفته تا جایی به دروغ پرونده رو جلو بردم ولی در جلسه ی آخر صاحب موسسه سندی را ارائه کرد که نشان می داد من خودم به موسسه سندم رو دادم وچک که در آن نوشته شده بود رو نوشته شده بود که این آقا همان چک را به بانک برده بود حالا درجلسه ی آخر دوباره صاحب موسسه از من پرسید تو از من چی می خوای گفتم خونم رو ،گفت چکم رو بده گفتم چکت رو دادم ومدارک رو نشون دادم رسیدی که طرف موقع تسویه حساب به من داد که نوشته بود چک ۹۵ ملیون را گرفتم وخانه ات را برایت بر می گردانم. حالا این صاحب موسسه من می دونم مدارکی نداره بیاره رو ی پرونده بگذاره چون ۱۳ سال از این موضوع می گذره آیا این آقا می تونه بدون ارائه ی مدارک من رو محکوم کنه
صادق غلامی
تصادف با موتور
سلام خسته نباشید ۴ ماه پیش من در خیابان بودم که با موتورم با سه عابر پیاده تصادف کردم که آنان را به بیمارستان بردم از طریق تماس با آمبولانس از ساعت ۱۲ ظهر تا ساعت ۶ بعد از ظهر در آنجا بودم و بستری کردن و عکس از بدن آنها را انجام دادم تقریباً حول و حوش یک ربع ۶ بعد از ظهر بود که پدر خانواده برگههای ترخیص بیمارستان را گرفت و بر علیه حرفهای دکترها بچه هایش را مرخص کرد در صورتی که دکترها میگفتند صبر کنید تا جواب آزمایشهای عکسها بیاید اما پدر خانواده گفت کاری نشده و تمام مسئولیتش به عهده خودم است سپس بیمارستان چند برگه داد و در زیر تمام آنها پدر خانواده امضا کرد گفت مسئولیت تمام اتفاقهایی که بعد از بیرون رفتن از بیمارستان پیش بیاید پای پدر خانواده است سپس با امضا کردن برگههای رضایت از بیمارستان خارج شدند در صورتی که یکی از آنها که کمی مصدوم شده بود گفت پایم درد میکند و دکتر به او گفت ببرید و در بخش چگیری پایش را محض اطلاع اتل ببندید . من در لحظه تصادف با پلیس تماس نگرفتم چون حواسم نبود و بار اولم بود و فقط با آمبولانس تماس گرفتم و با آنها رفتم در صورتی که کارت موتورم را به خانم که با آن تصادف کرده بودم به عنوان گرو دادم تا اعتماد کنم که من به بیمارستان میروم. بعد از دو روز که گذشت خانم آن خانواده به من پیام داد که برایم یک دستشویی فرنگی بخر ون کمرم درد میکند در صورتی که خود خانم در بیمارستان اجازه عکسبرداری سی تی اسکن نداد و گفت من حالم خوب است پس در یکی از پیامها به من گفت که بچه را به درمانگاه های خصوصی بردم و تا الان ۲ میلیون خرج شده است. من هم که پول نداشتم نتوانستم برای آنها دستشویی فرنگی بخرم کارت موتورم را ندادند حالا پس از ۴ ماه رئیس رستوران که صاحب کار من است و من پیک موتوری آنجا هستم با من در صبح تماس گرفت و گفت آن خانواده با پلیس دم در رستوران منتظر من هستند و قطع کرد سپس گوشیم چندین بار زنگ خورد و آنتن نمیداد و پاسخ نمیشد سپس به بالای پشت بام رفتم تا آنتن بدهد تماس گرفتم و دیدم گوشی در دست سرگرد نیروی انتظامی آن منطقه است با لحن خیلی بد و زشت با من صحبت میکند که اگر همین الان به کلانتری مراجعه نکنید با حکم جلب به در خانهتان میآیم من بدون موتور به پاسگاه رفتم و سرگرد با دیدن من سریع گفت موتور کجاست گفتم موتور در خانه است او سریع پدر آن خان...