زهرا ابوترابیان
پشیمانی از فروش ملک
چند سال پیش ب دلیل ورشکستگی برادرم سهم الارث مغازه پدری را ب برادرم دادم و در قبال آن ۳۴۰۰ تومان گرفتم و در ورقه ای دستی مهر و امضا دادم بعدا مشخص شد که یک دانگ و میم مغازه مهریه رن همین برادرم بوده و او اپارتمانش را فروخته و پول من و خواهرا و مادر مرحومم را داده حال بعد از گذشتوچند سال زن لرادرم میخواهد ملک را بفروشد و گفته بیایید محضر امضا انتقال یند بدهید حال من پشیمان از فروش هستم با توجه ب اینکه ارزش مللک الان چندین بدابر شده حاضرم ب نرخ روز پولی که داده بر گردانم وحق خود را پس بگیرم در حال حاضر سه خواهر ناراضی هستیم چه راهکاری هست که این معامله فسخ شود
مشاهده سوالات مشابه
پاسخها (0)
هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصصهای ما در سریعترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی میدهند.
بیشتر بخوانید
هانیه ب
گرفتن وام و خرید نقره
من پارسال اردیبهشت ماه وام ۲۰۰ میلیونی گرفتم و کل وام رو با درخواست همسرم نقره خریدیم همسرم با برادرش در کارگاه ساخت نقره شریک بودن و قرار شد با اون نقره ها کار کنند و اقساط بانک رو بپردازند اما بعد از پرداخت چمثند قسط و بعد از یکسال اقساط وام رو مرتب پرداخت نکردند و من بیان کردم که نقره هایی که با اون وام خریدن رو فقط به مبلغ همون ۲۰۰ تومن به من پس بدن تا من خودم باقی اقساط بانک رو بپردازم اما برادر همسرم سر این موضوع خیلی ناراحت هستند و میگن این کار درست نیست و بایستی اقساط که دادند رو از ۲۰۰ تومن کسر کنند حالا من از شما خواهشی دارم امکانش هست در این باره راهنمایی بفرمایید
آرمان امیری
معافیت موقت سربازی
سلام خسته نباشید. من سرباز نیروی انتظامی بودم که حین خدمت ۶ ماه معاف موقت پزشکی شدم و الان دوباره سرباز شدم.سوالم اینه که آیا این ۶ ماه معاف موقتم جزو خدمتم حساب میشه یا نه؟
محسن زنگویی
مشارکت درکلاهبرداری
باسلام من چندین سال پیش بایکی ازدوستانم که خیلی باهم خوب بودیم ورفت اومدخانوادگی داشتم درچندمرحله پول دستی به ایشان دادم گذشت بعدازمدتی بدون اطلاع ازجایی که بودم اثاث کشی کردن ورفتندحدوددوسال ازاینهابی خبربودم تااسفند1403 نزدیک ایام عیدبوددیدم تندتندباکوشی من تماس میگیره ازاونجایی که من ازشون ناراحت بودم جواب نمیدادم اونقدرتماس گرفت اخرجواب دادم بعدازاحوالپرسی این رفیقم ازمن خواهش کردکه یه جاقراربکذاریم که منوببینه کارمهمی داره منم قبول کردم رفتم سرقراریه نیم ساعتی باهم صحبت کردیم بعدبه من گفت من میخوام برم شهرستان برای کارهواست به خانواده من باشه بعدگفت خانومم باتوتماس میگیره کارت داره منم گفتم مشکلی نداره ابام عید1404بوددیدم یه شماره ناشناس به گوشی من زنک میزنه جواب دادم دیدم که خانوم این رفیق ماهستش یکم صحبت کردیم گفت فرداخونه باش میام درخونه کارمهمی دارم منم قبول کردم فرداغروب اومددرخونه مامن وخانومم رفتیم جلوی تعارف کردیم که بیادداخل خونه گفت کاردارم میخوام برم یکم صحبت کردیم بعدگفت ماچندوقت پیش درخواست وام داده بودیم خداروشکرواریزشده بحسابم واقعیت منم خوشحال شدم چونکه خانواده ضعیفی بودن گفتم حالامیخواهی چیکارکنی گفت بعدازایام تعطیلات اگرزحمتی نیست باهم بریم هم وسیله برای خونه بگیرم هم بدهی که به شماداریم وپرداخت کنم چونکه ایام عیدبودمنم پول لازم بودم قبول کردم تاروز5فروردین صبح به من زنگزدیه جاقرارکذاشتیم من رفتم سرقرارباپسربزرگش اومده بودرفتیم سمت بانک که بدهی منوپرداخت کنه فیش فرم شباروکرفت کامل پرکرداثرانگشت زددادبه کارمندبانک لحظه ای نکذشته بوددیدم رفت فیش شباروازکارمند بانک گرفت من گفتم چیشدگفت بریم من طلابخرم بعدکه بانک خلوت شدمیاییم منم گفتم مشکلی نداره راهی شدیم بسمت طلافروش رفتیم داخل من کنارمیزایستاده بودم به طلافروش گفت تعداد10تاالنکوبرام بیارانتخاب کردگفت اینهارومیخوام بعدهمونجابه طلافروش گفت یه النکومیخوام به مبلغ 50 میلیون تومان که هدیه بدم به زنداداشم یعنی خانوم من اونجابهش گفتم نیازی نیست بدهی شمااینقدرنیست گفت چیکارداری بخاطراون همه خوبی که درحق ماکردی ونکذاشتی زندگی مامتلاشی بشه میخوام هدیه بخرم بدم دیگه من حرفی نزدم یه النکواوردبه مبلغ 57 میلیون تومان گفت اینم میخوام رسیدبه فاکتورنوشتن طلافروش گفت یکجابنویسم من گفتم نه اگرزحمتی نیست جداجدابن...