عباس جلالی
واریز وجه بحساب شخص
چطور میتوانم علیه شخصی که بحسابش وجه واریز نموده ام دادخواست مطالبه وجه دهم .؟ اگر این مبالغ بخشی از آن به تقاضای من توسط شخص دیگری واریز گردیده باشد آیا باز هم میتوانم مطالبه وجدکنم چگونه؟
مشاهده سوالات مشابه
پاسخها (0)
هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصصهای ما در سریعترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی میدهند.
بیشتر بخوانید
بنفشه کاظمی
کلاهبرداری اینترنتی
سلام وقت بخیر من ۳ ماه پیش حدود اوایل بهمن ماه یه خرید اینترنتی کردم قرار بود یک ماه دیگه ارسال بشه ولی بعد از تسویه کامل مبلغ شب اون روز گفت حدود ۱۵۰ ارسال کنید جنس خرابه در اومده در صورتی که آماده ارسال بود بعد از کمی اعتراض که چرا نگفتید فرد پیج اینستاگرامش بست و به هیچ شماره ای پاسخگو نبود و جنس ارسال نکرد تا اینکه من اواخر فروردین ازش شکایت کردم و یهو جنس ارسال کردند ولی نیرو انتظامی گفت جنس نگردید چون ممکن اصلا جنس اصلی نباشه یا مخدوش باشه پیکی یه هزینه دیگر مجدد ازتون بگیر و ضرر روی ضرر به من گفتن اگر فروشنده جنس فرستاده به خاطر این بود پیامی شاید دریافت کرده و نرسیده و دست از لجبازی برداشته خواستم بدونم برای طرف پیام شکایت میره مطلع میشه یا همین جوری طرف جنس فرستاده ؟؟؟ حالا من هنوز شکایت پس نگرفتم امروز جنس عودت داده شد فروشنده پیام زده چرا نگرفتی من که بالاخره ارسال کردم و کلی مجددا بی ادبی کردن به من
می خواستم بدونم من شکایت هنوز پس نگرفتم برای ایشون قانون چی کار می کنه سوپیشینه می خورد شاکی داره چه مشکلاتی براش پیش میاد انگار فروشنده خانه دار ولی آنلاین شاپ داره ؟؟؟
فرزان مرتضوی
تدلیس
سلام بنده بدلیل نیازمالی سند مغازه امرا دررهن شخصی یکساله قراردادم درپایان سال ازاوخواستم سند فوقرا دررهن شخص دیگری قراردهد ومبلع بدهی ام را با اولی تسویه کرد همزمان با تنظیم سند محضردار قراردادی نوشت که سند بابت ضمانت چکم میباشد که درگرو رفته پس از اتمام مدت چون نتوانستم وجه بدهی ام را به نزولخور دوم بدهم باانعقاد وجهی بیشر قرارشد شش ماه دیگر مهلت بدهد چون مشکل مالی داشتم مغازهام رابفروش گڋاشتم وازاو خواستم سندرا بیاورد وی سندرانیاورد وباتبانی باشخصی که خوورا همه کاره تعاونی منحله ای میدانست صلحنامه ای براین مورد که ازتعاونی چندبرابر بدهی ام وام بگیرد وبا طلبکار تسویه والباقی رابحساب من بریزد تااقساط،بپردازم وصلحنامهوچند برگه سفید ودستنوشته از من گرفت بعد ازچند روز تعاونی برچیده شد ووی اعلام نمود وامی نگرفته تابمن بدهد بندهبافروش ملک پدری ام بدهی طلبکار را پرداخت ووکالت بلاعزل ۶۰ساله ازاوبهراه چند رسید مبنی برپرداخت وتسویه حساب ازاودریافت نمودم وچهارطبقه دیگرروی مغازهتجاری بنا ایجادنمودم وبعد ازدهسال برای تفکیک به ثبت مراجعه نمودم متوجه شدم وی قبل ازانعقاد صلحنامه بامن سندرا ترهین تعاونی کرده ووام گرفته ازانها با اتهام تدلیس شکایت کیفری نمودم که بعد ازدوسال شکایتم بدلیل مرکر زمان ردشد وحقوقی شاکی شدم ونهایتا بعد ازکارشناسی مشخص شد وی وجهی ازوام نداده واو محکوم شد بپرداخت وجه موخوڋه ازتعاونی وبااعتراضم که سندرا بنام تعاونی زده است وصدسهم تعاونی بدلیل بدهی اوکه سند بنامش بوده درده سال قبل مزایده وبفروش رفته بدون اطلاع من باتوجهکه در تجدید نظر پرداخت وجه وام تعاونی اومحکوم شد ولی بخاطر اینکه سندم راصد سهم با ده درصد قیمت مزایده وبه همسروی واگڋار شده بود مجددا طرح شکایت ابطال سند وی رانمودم دردادگاه حقوقی دوم مالکیتم تایید وای اطال سند صد سهم قراررد استمتا داده شده وفعلا به تجدید نڟر رفته ووقت برای یکسال بعد داده شدهاست حال میخواهم ازاوکیفری شاکب شوم چون از صلحنامه ۱۴ سال قبلحال استفادهکردهوباهماهنگی باتعاونی منحله بایک تامیندلیل مزایده وصد سهم را به ده درصد قیمت واقعیتعاونی که عاقد مجوز بوده است به همسر وی فروخته وسند صادر کرده لطفاطرح شکایت کیفری راهنمایی ام فرماییدسپاسگزارم
روح الله علیخانی
اثبات مالکیت و اثبات ناحقی بی عدااتی
با وجود داشتن تمامی اسناد رسمی ثبتی و مدارک قانونی و شواهد عيني و کتبی معتبر تا کنون هیچ فرصتی. برای دفاع از حقانیتم و مالکیت م و خسارتهای شدید معنوی حیثیتی و شرف واعتبار ابرو و طی این موضوع و صادرشدن رای ناعادلانه قاضی بهجهت عدم تشخیص نادرست دادنامه شماره 140237390006097719 و شماره پرونده 140137920005058498 تنظیمی در تاریخ 1402 /6/ 29 در خصوص درخواست خاهان چراغعلی علیخانی فرزند عبداله کد ملی 4679077492 که پدر اینجانب خوانده به طرفین روح الله علیخانی فرزند چراغعلی علیخانی کد ملی ۱۸۱۵۶۵۴۳۹۲ به خواسته خاهان و صدور حکم وقوع فسخ عقد بيع مبايعة نامه شماره ۱۷۹۸۹۱۷۱ ناشی از اختبار خیار غبن تاريخ ثبتی 1398 /5 /5و ابطال سند رسمی ثبتی وکالتنامه انتقال قطعی شماره 167495 تاریخ تنظ / 1398 / 11 / 6 در شعبه 6 دادگاه عمومی حقوقی شهرستان آبادان به ریاست قاضی محسن پور عسگر و عدم حضور من به جهت بی اطلاعی از ابلاغیه حکم بی اعتباری سند مبایعه نامه رسمی من باطل شد و طبغ ماده 420 اختیار غبن و سند رسمی ثبتی وکالتنامه بی اعتبار شد به جهت بیمار بودن و بی اطلاعی از قیمت واقعی ملک و فریب من بجهت بی اطلاعی خاهان پدرم از قیمت واقعی ملک بخاطره بیمار بودن و خود 3 سال در منزل بستری بودن و عدم صلاحت معامله به جهت بیماری طبق ماده های 416 تا 420 و ماده های 519 و 198. این گونه و با این شرایط حکم صادر شد در دادگاه بدوی بدون حضور من و عدم دفاعیه من از مالکیت و اثبات ناحقی و نادرستی رای و دروغ و فریب و انکار واقعیت خاهان و جعل اسناد پزشکی جهت بی اطلاعی خاهان و بیماری وی و بستری در منزل به مدت حدود 3 و نداشتن سلامتی و هوشیاری زمان وقوع معامله که در کل من با وجود داشتن تمامی اسناد رسمی ثبتی و مدارک قانونی که دارم و شواهد عيني و کتبی معتبر برای اثبات حقانیتم و اثبات باطل نمودن دادنامه به جهات و دلایل رسمی و شواهد معتبر و همچنین اثبات بی کفایتی قاضی پرونده و نداشتن علم صلاحیت قضایی و قضاوت و. همچنین اثبات عدم توجه قاضی به اسناد رسمی و ثبتی و من که در آن زمان دادگاه بدوی فقط سند رسمی وکالتنامه انتقال قطعی وجود داشته و مبایعه نامه و رسمی که متاسفانه قاضی هیچ توجهی به سند رسمی و ثبتی وکالتنامه نکرده و هیچ اهمیتی و توجهی هم به مفاد مندرج در آن سند رسمی ثبتی وکالتنامه نکرده و کاملان با مرور. دادنامه خیلی سریح...