موس منصوری
رای دادگاه
پرونده ای که ازشبعه ی تجدیدنظرمجددا رای به فروش املاک واراضی تعید نموده وبه شعبه ی صادر کننده ارجاع داده میتوان دوباره اعتراض کرد
مشاهده سوالات مشابه
پاسخها (0)
هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصصهای ما در سریعترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی میدهند.
بیشتر بخوانید
مریم عباسی
سند اپارتمان
سلام وقت بخیر
حدود 13 سال پیش اپارتمانی را با قولنامه محضری خریداری کردیم و مبلغی را بابت سند نگه داشتیم. قرار بر این بود که 2 ماهه سند بدهد و از طرفی متاسفانه فروشنده از ما مهلت خواست تا 2 ماه دیگر مهلت بدهیم ما هم از روی عدم ٱگاهی از مسایل حقوقی روز مشخص شده برای سند به محضر نرفتیم. اما الان 13 سال گذشته و اصلا به فکر سند نیستند البته ما تمام پول باقیمانده را هزینه ساختمان کردیم و مدرک داریم.. زمین به اسم دخترش هست که اصلا در قرارداد ذکر نکرده.. حالا اگر ما شکایت کنیم به خاطر عدم مراجعه به محضر دچار مشکل می شویم؟
علی کوردی
۳ونیم درصد مبلغ خسارت تاخیر وتادیه جز هزبنه دادرسی وقابل استرداد از منکوم علیه میباشد؟
آیا ۳ونیم درصد مبلغ خسارت تاخیر وتادیه جز هزینه دادرسی است وقابل استرداد از محکوم علیه میباشد ؟
علی شلاله وند
زن برادرم تمکین نکرده و برادرم قانونن خواسته تجدید فراش کند زن و بچه با هر ترفندی آنرا روانی گفتن و در نگهداری گرفتارش کردن با تع...
سلام
برادر بنده به خاطر تمکین نکردن خانمش قانونن خواسته تجدید فراش کند و با خانمش از اول زندگی باهم خوب نبودن و درگیری نیز داشته اند و اذیتش کردن و خانواده فرار میکنند و برادرم شکایتها میکند اما به دادسرا و حل اختلاف نمیروند تا بعد از چند ماه خانه آنان را پیدا میکند میزند شیشه ماشین پسر بزرگش میشکند و جمع خانواده ۵ نفره متهد میشوند و به بیماری روانی گرفتارش میکنند الان بیش از یک سال است در مرکز نگهداری هست . وکیل هم گرفتم وکیل فامیل است اینها رفتن به وکیل گفتن این به مادر شما چند سال پیش فوش داده به چند فامیل دیگر همچنین من به حیوان هم فوش ندادم ان که فامیل است فوش کار عجز و ناتوانان است حالا به وکیل هم اطمینان ندارم و گفتن خانواده پدریما همه مشکل دارن . و با ترفندی خواستن مرا گرفتار کنند ولی به حمد قوه پروردگار شکست خوردن ترفندشان به این شرح بوده : در اولین روزهای گرفتار نمودن برادرم شبی آمدن خانه ما و بعد از شب بخیری و احوالپرسی شروع کردن به پدر و مادر برادرم فوش دادن و خدا مرا هدایتدکرد قرآن را بیارم بزارم جلو آنان و رفتن با مشورتی گفتن ۲ نفر پیش تو فوش داده تا خون تورا به جوش بیارن و۲ نفر دیگر گفتی گوشه ای نشستن با گوشی بازی میکردن این دو نفر آماده فیلمبرداری بودن و تا آنان با فوش خونت را به جوش بیارن و حمله کنی و... و زمان فیلمبرداری دیگر فوش نمیدادن فقط میگفتن نزن برادرت بیمارستان است تو نو خدا کمکمان کن ..... پس فوش آنان فیلم برداری نمیشد ولی بی احترامیهای تو به موجب همان فوشهای آنان فیلم برداری میشد و میبردن اجرا میزاشتن آنوقت توهم پیش برادرت بودی ، خانواده خطر ناگین و از بنده نیز شکایت کردن راهنمایی میفرمایید