محسن زنگویی
مشارکت درکلاهبرداری
باسلام من چندین سال پیش بایکی ازدوستانم که خیلی باهم خوب بودیم ورفت اومدخانوادگی داشتم درچندمرحله پول دستی به ایشان دادم گذشت بعدازمدتی بدون اطلاع ازجایی که بودم اثاث کشی کردن ورفتندحدوددوسال ازاینهابی خبربودم تااسفند1403 نزدیک ایام عیدبوددیدم تندتندباکوشی من تماس میگیره ازاونجایی که من ازشون ناراحت بودم جواب نمیدادم اونقدرتماس گرفت اخرجواب دادم بعدازاحوالپرسی این رفیقم ازمن خواهش کردکه یه جاقراربکذاریم که منوببینه کارمهمی داره منم قبول کردم رفتم سرقراریه نیم ساعتی باهم صحبت کردیم بعدبه من گفت من میخوام برم شهرستان برای کارهواست به خانواده من باشه بعدگفت خانومم باتوتماس میگیره کارت داره منم گفتم مشکلی نداره ابام عید1404بوددیدم یه شماره ناشناس به گوشی من زنک میزنه جواب دادم دیدم که خانوم این رفیق ماهستش یکم صحبت کردیم گفت فرداخونه باش میام درخونه کارمهمی دارم منم قبول کردم فرداغروب اومددرخونه مامن وخانومم رفتیم جلوی تعارف کردیم که بیادداخل خونه گفت کاردارم میخوام برم یکم صحبت کردیم بعدگفت ماچندوقت پیش درخواست وام داده بودیم خداروشکرواریزشده بحسابم واقعیت منم خوشحال شدم چونکه خانواده ضعیفی بودن گفتم حالامیخواهی چیکارکنی گفت بعدازایام تعطیلات اگرزحمتی نیست باهم بریم هم وسیله برای خونه بگیرم هم بدهی که به شماداریم وپرداخت کنم چونکه ایام عیدبودمنم پول لازم بودم قبول کردم تاروز5فروردین صبح به من زنگزدیه جاقرارکذاشتیم من رفتم سرقرارباپسربزرگش اومده بودرفتیم سمت بانک که بدهی منوپرداخت کنه فیش فرم شباروکرفت کامل پرکرداثرانگشت زددادبه کارمندبانک لحظه ای نکذشته بوددیدم رفت فیش شباروازکارمند بانک گرفت من گفتم چیشدگفت بریم من طلابخرم بعدکه بانک خلوت شدمیاییم منم گفتم مشکلی نداره راهی شدیم بسمت طلافروش رفتیم داخل من کنارمیزایستاده بودم به طلافروش گفت تعداد10تاالنکوبرام بیارانتخاب کردگفت اینهارومیخوام بعدهمونجابه طلافروش گفت یه النکومیخوام به مبلغ 50 میلیون تومان که هدیه بدم به زنداداشم یعنی خانوم من اونجابهش گفتم نیازی نیست بدهی شمااینقدرنیست گفت چیکارداری بخاطراون همه خوبی که درحق ماکردی ونکذاشتی زندگی مامتلاشی بشه میخوام هدیه بخرم بدم دیگه من حرفی نزدم یه النکواوردبه مبلغ 57 میلیون تومان گفت اینم میخوام رسیدبه فاکتورنوشتن طلافروش گفت یکجابنویسم من گفتم نه اگرزحمتی نیست جداجدابنویسیدبرای طلای که برای من خریده بودبه اسم خودم وبه شماره موبایل خودم رودرفاکتورقیدکرد وازطلافروش اومدیم بیرون رفتیم یسری وسیله هم برای خونه گرفت راهی شدیم بسمت خونه ایشون رفت سمت منزل خودشون منم اومدم به منزل خودم دویاسه روزنکذشته بوددیدم اومددرخونه ما داشتیم صحبت میکردیم یه لحظه متوجه شدم رفیقم ازسرکوچه داره میاداومدپیش مامن بهش گفتم مگرنرفته بودی شهرستان گفت نتونستم بمونم خوب منم باورکردم خانومش گفت بریم طلاهاروبفروشیم برای هادی شوهرش ماشین بخره باماشین کارکنه گفتم فکرخوبی به اتفاق رفتیم سمت طلافروش طلاهاروبافاکتوردادبه طلافروش معامله شدطلافروش گفت یه شماره حساب بدیدتامن پول واریزکنم این رفیق مادست کردتوجیبش عابرشودراوردودیدم تعجب کردپرسیدم چیشده گفت تاریخ انقضاکارتم تمام شده به من گفت توعابرتوبده پول واریزبشه تامن برم بانک عابرمودرست کنم بااینکه من به این خانواده اعتمادکامل داشتم وبافرض اینکه اینهاوام گرفتندعابرمودادم گفتم که سریع عابرتودرست کن جابه جاکن عابرمنوبهم بده قبول کردپول که واریزشدمن کارتمودادم یه مدت گذشت دیدم همش ازکارت من دارن استفاده میکنندبهش زنکزدم گفتم چیشدعابربانک تودرست نکردی گفت دخترم مریض بوددرگیربیمارستان بودم میرم درست میکنم منم تاکییدکردم هرچه زودترانجام بده گذشت جندروزبعدصبح ساعت 8 یه شماره ثابت ازطرف مشهدبه گوشی من زنگ میزنه جواب دادم اونکه تماس گرفته بودخودشومعرفی کردگفت فلانی هستم ازپلیس فتای مشهدمنم گفتم درخدمتتون هستم امربفرماییدگفت شماچندوقت پیش طلاخریداری کردیدگفتم نه برام طلاخریداری کردن بعنوان هدیه بعدگفت اقای فلانی میشناسی گفتم بله ازدوستانم هستندگفتش خانم فلانی چی گفتم ایشون همسرشون هستندبعدمن گفت جناب سروان قضیه چیه این چه سوالاتی هست میپرسیدبه من گفت اول قول بده به اونهاچیزی نگی منم گفتم حتماخیالتون راحت گفت این خانوم یه حواله خودروبنامش دراومدازطریق یه رابط به اقای فلانی تومشهدفروخته وتمام پول روهم گرفته والان شمارهاشون خاموشه من اصلایه چندلحظه توشوک بودم نمیتونستم اصلاحرف بزنم اون بنده خداتندتندمیگفت اقای فلانی من خشکم زده بودبعدچندلحظه که به خودم اومدم گفتم جناب سروان اینهااینطورخانواده نیستند گفتش مااون فیلمی که شمارفتیدطلافروشی واین خانوم طلاخریده وازکارت خودش کارت کشیده داریم منم همینطورتوحیرت بودم گفتم من چیکارمیتونم کنم گفت هراطلاعاتی ازشون داری برای من بگومن هرچی میدونستم رتجبشون همه روگفتم پلاک ماشینی که تازه خریده بودروهم ارسال کردم وهم ادرس خونه شون که تازه اجاره کردن ادرس اونم دادم بعدگفت اصلاازاین موضوع هیچی نبایدبگی منم قول دادم گوشی روقطع کردیم من همینطورکه توشوک بودم چیکارکنم سریع ازطریق برنامه بام بانک ملی سریع عابربانکمومسدودکردم همینطورموندتافردادیدم اومدن درخونه مابه من گفت چراعابربانک مسدودکردی منم که قول داده بودم چیزی نکم شروع کردم به بهانه گیری من کاری نکردم بانک خودش مسدودکردچشم فردامیرم بانک درست میکنم همینطوری چندروزاینهارونگهداشتم تایه روزدیدم بازازمشهدداره به گوشی من زنگ میزنه جواب دادم گفت چیشدگفتم عابربانک مسدودکردم چندسری اومدمن به بهانه های مختلف نگهداشتم گفت فرداوکیل این شاکی میادشهرستان شماپیگیرپرونده بشه به من گفت حاضری باماهمکاری کنی تااونهارودستگیرکنیم منم گفتم حتمادراین موردبه من دروغ گفتند اغفالم کردم فریب دادن گفت هرزمان وکیل رسیدمن بهت زنگ میزنم منم قبول کردم همون شب دیدم این رفیق ماباچندنفراومدن درخونه ماقبل ازاینکه من برم بیرون به خانومم گفتم زنگبزن به پلیس 110 من رفتم بیرون یکی ازچندنفربه من گفت چراپول این بنده خدارو نمیدی گفتم بانک مسدودکرده میگه این حجم پول مدرک بیاریدکه ازکجااومداین رفیق مایه وقت دیدم شروع کردبه دادوبیدادشروع کردبه فوش دادن این مردکلاهبرداره پول منونمیده همسایه هاماهم اومده بودن بیرون همینطورداشت دادمیزدتاماشین پلیس دیدند نشستندتوماشین فرارکردندمامورکلانتری اومدکل برنامه روگفتم یه صورتجلسه نوشت دادپس فرداشب دیدم خانومش بهم زنکزدبه من گفت بیاسرکوچه باهم صحبت کنیم بازهم قبل رفتن به خانومم گفتم دیدی سروصداشده سریع زنگبزن به پلیس 110 رفتم سرکوچه خانومش تنهابودباهم داشتیم صحبت میکردیم یه لحظه متوجه شدم سه نفرازماشین پیاده شدن وبسمت من اومدن این رفیق ماگفت چراپول منونمیدی گفت اقابنک مدرک میخوادمن ازکجامدرک بیارم گفت یه ندرک سوری الکی فروش ماشین درست کن من گفتم کسی نمیشناسم من بلدنیستم داشت صداش میرفت بالایکیشون گفت گشت اومدبیابریم بازهم فرارکردندولی خانومش موندش اومدبازهم صورتجلسه نوشت دادگفت ماهمین دوربرهستیم اگراومدن بااین شماره تماس بگیر وقتیکه گشت رفت خانومش گفت توروبخدااین عابرتودرست کن هادی خون منوکرده توشیشه تندتندمنومیزنه میگه بایددرست کنی گفتم چشم ببینم چیکارمیتونم کنم فرداش ازپلیس فتای مشهدتماس گرفتندگفتش الان وکیل این ساکی جلوی کلانتری محل شماهستش بروهمکاری کن بدون هیچ اجباری بدون هیچ نامه ای وبامیل خودم راهی شدم بسمت کلانتری رسیدم کلانتری تاخودمومعرفی کردم مامورکلانتری گفت شمابازداشت هستیدگفتم روچه حسابی بابت چی گفت مشارکت درکلاهبرداری داشتم برنامه توضیع میدادم متوجه شدم یه اقایی کنارمن اومدگفت من وکیل شاکی هستم گفت میخواهی باماهمکاری کنی یانه منم گفتم بخاطرهمکاری اومدم اینجاگفت زنکبزن یه جاباهاشون قراربگذارتامادستگیرشون کنیم منم زنگزدم به این رفیقمون اول هرچی دهنش اومدبهم گفت بعدمن گفتم حق باتوهستش من الان بانک بودم عابربانک گرفتم بیابهت بدم اونم خوشحال شداومدجایی که قرارگذاشته بودیم من ازماشین پیاده شدم رفتم سمتش باهاش داشتم صحبت میکردم مامورهااومدن به دوتامون دستبندزدن ماروبردندکلانتری وکیل شاکی گفت مامتهم اصلی اون خانوم رومیخواهیم به اونم زنگزدم گفتم هرچی به هادی زنگ میزنم جواب نمیده میتونی بیایی فلان جاعابربانک بهت بدم گفتش الان میام رفتیم سرقرارمتاسفانه مامورکلانتری گفت مانمیتونیم دستگیرش کنیم بایدمامورخانم باشه تابرنامه فهمیداین خانوم چنان فرارکردخلاصه ماراهی کلانتری شدیم شب بازداشت شدیم وصبح راهی دادسراشدیم بازپرس ازاین رفیق ماچندتاسوال کرداین رفیق مامیگفت من اطلاعی ندارم خبری ازاین موضوع ندارم ازمنکه پرسیدکامل همه روتوضیع دادم بازپرس گفت فیش حقوقی داریدمن گفتم بله برای من فیش کذاشتندومن ازادشدم ولی هیچکس این رفیقمون نتونست پیداکنه راهی زندان شدمن وقتیکه ازادشدم کل پولی که ازفروش طلاکه برام هدیه گرفته بودویه مقدارهم توکارت مونده بودمبلغ 68 میلیون تومان بودمن فرداش مبلغ 50 میلیون تومان واریزکردم بحساب شاکی بعدلاشاکی تماس گرفتم گفتم مبلغ 18 میلیون تومان هم تقدیم میکنم گفت باشه این بنده خدارفیقمون که راهی زندان شده بودحدودنزدیک به سه ماه توزندان موندش خانومش کاری براش نمیکرداخرش به تعدادسه تافیش نمیدونم ازکجاردیف کرددادبه دادسراتااین رفیق ماهم ازادبشه وقتیکه ازادشد حدوددوهفته بعداین خانوم متهم اصلی براثرعفونت شدیدازدنیامیره وحال پرونده ما فعلاهمینطوری مونده این برنامه روکامل گفتم بخاطراین چندتاسوال من بیشترپول روبه شاکی دادم ومبلغ 18 میلیون تومان مونده ازنظرقانون این چه تعین تکلیفی داره بعداینکه دراین مورد منوتواین ماجرااغفال کردندبهم دروغ گفتند منوفریب دادنداین موضوعه چی میشه دراین موردکه پول ازکجااومدومنشاپول ازکجابودمن هیچ اطلاعی نداشتم واصلادرجریان نبودم این موضوعه چی میشه وقتیکه پیش بازپرس بودیم گفت بایدچندتارکن اصلی اتفاق بیفته این رکنها چی هستش دراین پرونده من چیکارکنم که ثابت کنم که درابن موردمن بیگناهم به منم دروغ گفتنداغفالم کردن منوفریب دادندو چگونه لایحه قوی بنویسم تابتونم به دادگاه بدم که من هرکاری تونستم انجام دادم تاحسن نیت خودموثابت کنم که دراین موردهیچ خبری نداشتم وازهمه جابی اطلاع بودم که افتادم به دام این افراد ممنون میشم هم راهنمایی کامل بفرماییدوهم یه لایحه بسیارقوی برام ارائه دهیدکه بتونم ازحق خودم دفاع کنم
مشاهده سوالات مشابه
پاسخها (0)
هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصصهای ما در سریعترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی میدهند.
بیشتر بخوانید
م شریفی
نسق زراعی
کل نسق زراعی پدربزرگم رو بعد فوتش یکی از ورثه اش (عموم) بصورت قولنامه ای انتقال داده سه بار این قولنامه دستی خریدوفروش شده ومتصرف کنونی ۲۰ ساله زمین روکشت وکارمیکنه ۳ سال پیش من سهم الارث بابام وعمم رو خریدم زمانی ک متصرف کنونی ملک الزام ب تنظیم سند رسمی کلورثه بابابزرگم روشکایت کرد وسند رسمی از نسق اصلی ب میزان سهم الارث این دونفر ب اسم من رفت دادگاه بدوی بدون توجه ب فضولی بودن معامله ب متصرف رای داد تجدید نظرخواهی شد و دادگاه تجدید نظر اصلا وارد ماهیت نشد گفت باتوجه ب اینک وراث انتقال مالکیت انجام دادن ودیگ مالک نیستن (من مالکم ) مادامی ک سند رسمی انتقال یافته باطل نشه دادخواست خواهان مسموع نیست قرار عدم استماع صادر شد مجدد وکیل خواهان اعتراض کرد ک دادگاه گفت رای دادگاه تجدید نظر قطعیه خب با این تفاسیر من اظهارنامه دادم ب متصرف ک کاشت امسال من اجازه نمیدم زمین منو کشت کنی اون قسمتی ک فقط سهمعموم هست و ب شما انتقالپیدا میکنه رو سهم خودتون شده رو کاشت کنید وگرنه قانونی اقدام میکنم واینا .... الان دیدم متصرف کل زمین رو کاشت کرده ومیگ ما قانونی رای گرفتیم ک نمیدونم ب چحکمی ک ما ندیدیم فی حیص المجموع من الان باید چکارکنم
بهنام عرف
افترا به دزدی و ضرر مادی و معنوی
ده روز پیش من صبح موقع روشن کردن خودروی شخصی یک نفر از من فندک خواست ومن به ایشان فندک دادم که ظاهرا الان مشخص شده که در حال دزدی از پارکینگ بوده اند. فردای آن روز همسایه ما به جرم دزدی از بنده شکایت کرده که من دزد هستم و من وخودروی بنده را کلانتری بدون حکم توقیف کرد و بنده شب را در بازداشت سپری کردم. صبح با دستبند و پابند به دادگاه برده شدم و بعد توضیح دادن به قاضی، قاضی بیگناه بودن بنده را گفت وبه شاکی گفت که به من رضایت بدهد چون بیگناه هستم. الان 10 روز هست به خاطر مراحل اداری تعیین شعبه و دستورقاضی، ماشینم هنوز از توقیفی خارج نشده است .بنده ضمن اینکه شب را درکلانتری در بازداشت بودم مورد توهین و بازجویی در کلانتری قرار گرفتم .همچنین هر روز 4 ساعت در اسنپ با همین خودرو کار میکردم که الان در دستم نیست کارکنم. آیا میتوانم برای اعاده ی حیثیت وضرر مادی و معنوی شکایت کنم؟
رها اکبری
اجاره مسکن
سلام.
چهارماهه در خانه ایی مستاجریم،قبل از ما صاحبخانه در این خانه زندگی میکرده.اداره برق دو روزه برق راقطع کرده چون 12ماهه پول پرداخت نشده.
صاحبخانه پول بدهی قبض برق را نمیپردازد، و اجازه نمیدهد از اجاره هم پول کسر کنیم. و میگوید اگر از اجاره کم کنید،و به اداره برق بپردازید، از پول پیش برمیدارم. تکلیف ما چیست؟