پروفایل کاربر

محسن اسدی

تقسیم ترکه

سلام
آیا برداشت وجه توسط یکی از وراث از حساب بانکی متوفی قبل از انجام انحصار وراثت جرم است؟ نظر به اینکه حتی بعد از کشف موضوع شخص خاطی از بازگرداندن وجه مربوطه به حساب بانکی متوفی خودداری می نماید، آیا مسئله قابل شکایت است؟ آیا میزان مبلغ وجه در طرح دعوی موثر است (حدود 18 ملیون تومان) ؟ ماهیت این جرم کیفری است یا حقوقی؟ با توجه به مبلغ مربوطه، آیا برای شکایت نیاز به وکیل است؟ به کجا و چگونه باید شکایت کنم؟
با تشکر فراوان

مشاهده سوالات مشابه

پاسخ‌ها (0)

هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصص‌های ما در سریع‌ترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی می‌دهند.

بیشتر بخوانید

پروفایل کاربر

رضا رجبی

ممانعت از حق

باسلام قنات را برای حدر نرفتن اب برای ابیاری مزارع ان لوله کشی کرده اند ۸۵ درصد هزینه ان را دولت پرداخت کرده و ۱۵ درصد ان را بصورت خودیاری از مالکین جمع اوری نموده اندو لوله از زمین تعدادی از مالکین منجمله از زمین من عبور کرده است مبلغ خودیاری قرار بوده ساعتی یک میلیون تومان باشد ما دوساعت اب داریم دومیلیون تو مان میشودولی چون لوله از زمین ما عبور کرده و قسمتی از زمین ما تملک گردیده است ما گفتیم پولی نباید بدهیم جهاد کشاورزی هم میگفت چون لوله از زمین شما رفته شما پولی نباید بدهیدپس از انجام لوله کشی فردی از اهالی روستا که مالکیتی از قنات ندارد امده ومیگوید چون کشاورزان بخشی از هزینه لوله کشی را داده اندبه بخشی از لوله ها مالکیت مشاعی پیدا میکنندلذا راضی نیستند شما اب ببرید و ان شخص اجاز نمیدهد ما از لوله اب ببریم و ممانعت خود را قانونی تلقی میکندو میگوید حالا شما بجای دومیلیون تومان باید بیست میلیون تومان بدهی ونمیگذارد ما از لوله اب ببریم به جهاد مراجعه میکنیم میگوید لوله کشی انجام شده شکایت کنید ما دیگر کاری نداریم حالا سوالم این است چون ۸۵ درصد پول لوله رادولت داده و طرح عمومی است و ما خودیاری خود را به دلیل اختلاف پرداخت نکردیم و فرد فوق میخواهد چندین برابر دیگران پول از ما بگیرد تا ما چون لوله از زمینمان رفته پولی نباید پرداخت کنیم وچون خودیاری عملی داوطلبانه از طرف مردم است و به زور نمیتوان وجهی دریافت نمود وفرد فوق مالکیتی از قنات نداردمیتواند مانع ما شود ما برای احقاق حق خود به دادگاه به چه مواردی میتوانم استناد کنیم وبه چه مواد قانونی میتوانم استناد کنم

توقیف مازاد سند

با سلام. میخواهیم برای ازادی یکی از اقوام از زندان سند بگذاریم در مرحله اخر که توقیف سند بود یه مشکلی پیش اومد.
این سند حدود 5سال پیش برای فرد دیگری گذاشته شده بوده و حدود 5میلیون تومان بازداشتی داشته است حالا زندان قبول نمیکند که این سند این بار برای فرد جدیدی گذاشته شودو میگویند که حتما باید رفع بازداشت بشود.
ایا توقیف مازاد سند برای فرد جدید امکان پذیر است ؟ اگرهست چرا زندان قبول نمیکند؟

پروفایل کاربر

روح الله علیخانی

اثبات مالکیت و اثبات ناحقی بی عدااتی

با وجود داشتن تمامی اسناد رسمی ثبتی و مدارک قانونی و شواهد عيني و کتبی معتبر تا کنون هیچ فرصتی. برای دفاع از حقانیتم و مالکیت م و خسارت‌های شدید معنوی حیثیتی و شرف واعتبار ابرو و طی این موضوع و صادرشدن رای ناعادلانه قاضی به‌جهت عدم تشخیص نادرست دادنامه شماره 140237390006097719 و شماره پرونده 140137920005058498 تنظیمی در تاریخ 1402 /6/ 29 در خصوص درخواست خاهان چراغعلی علیخانی فرزند عبداله کد ملی 4679077492 که پدر اینجانب خوانده به طرفین روح الله علیخانی فرزند چراغعلی علیخانی کد ملی ۱۸۱۵۶۵۴۳۹۲ به خواسته خاهان و صدور حکم وقوع فسخ عقد بيع مبايعة نامه شماره ۱۷۹۸۹۱۷۱ ناشی از اختبار خیار غبن تاريخ ثبتی 1398 /5 /5و ابطال سند رسمی ثبتی وکالتنامه انتقال قطعی شماره 167495 تاریخ تنظ / 1398 / 11 / 6 در شعبه 6 دادگاه عمومی حقوقی شهرستان آبادان به ریاست قاضی محسن پور عسگر و عدم حضور من به جهت بی اطلاعی از ابلاغیه حکم بی اعتباری سند مبایعه نامه رسمی من باطل شد و طبغ ماده 420 اختیار غبن و سند رسمی ثبتی وکالتنامه بی اعتبار شد به جهت بیمار بودن و بی اطلاعی از قیمت واقعی ملک و فریب من بجهت بی اطلاعی خاهان پدرم از قیمت واقعی ملک بخاطره بیمار بودن و خود 3 سال در منزل بستری بودن و عدم صلاحت معامله به جهت بیماری طبق ماده های 416 تا 420 و ماده های 519 و 198. این گونه و با این شرایط حکم صادر شد در دادگاه بدوی بدون حضور من و عدم دفاعیه من از مالکیت و اثبات ناحقی و نادرستی رای و دروغ و فریب و انکار واقعیت خاهان و جعل اسناد پزشکی جهت بی اطلاعی خاهان و بیماری وی و بستری در منزل به مدت حدود 3 و نداشتن سلامتی و هوشیاری زمان وقوع معامله که در کل من با وجود داشتن تمامی اسناد رسمی ثبتی و مدارک قانونی که دارم و شواهد عيني و کتبی معتبر برای اثبات حقانیتم و اثبات باطل نمودن دادنامه به جهات و دلایل رسمی و شواهد معتبر و همچنین اثبات بی کفایتی قاضی پرونده و نداشتن علم صلاحیت قضایی و قضاوت و. همچنین اثبات عدم توجه قاضی به اسناد رسمی و ثبتی و من که در آن زمان دادگاه بدوی فقط سند رسمی وکالتنامه انتقال قطعی وجود داشته و مبایعه نامه و رسمی که متاسفانه قاضی هیچ توجهی به سند رسمی و ثبتی وکالتنامه نکرده و هیچ اهمیتی و توجهی هم به مفاد مندرج در آن سند رسمی ثبتی وکالتنامه نکرده و کاملان با مرور. دادنامه خیلی سریح...