محسن اسدی
جعل وکالتنامه
سلام
وکالتنامه رسمی توسط یکی از فرزندان خانواده از مادر بیمار و بستری در بیمارستان جعل؟ شد. توضیح آنکه، بدون حضور مادر (بستری در بیمارستان در تاریخ تنظیم وکالتنامه) ، احتمالا شخص ناشناسی با معرفیت داماد خانواده به جای مادر در دفترخانه حاضر و وکالتنامه(جعلی) به نام فرزند مربوطه تنظیم شد. با وکالتنامه مزبور دو دانگ از منزل مسکونی مادر به نام وکیل و یکی دیگر از فرزندان خانواده انتقال یافت. پس از کشف موضوع توسط مادر و بدون شکایت، دو دانگ مربوطه اقاله و وکیل مجبور به استعفا و وکالتنامه باطل شد. لطفا راهنمائی فرمائید با توجه به فوت مادر، آیا سایر وراث اکنون می توانند بابت وکالتنامه جعلی شکایت کیفری کنند؟ آیا این مورد در زمره جرم های غیرقابل گذشت نیست؟ آیا در این مورد نیاز به شاکی خصوصی است (با توجه به جنبه عمومی جرم) ؟ در این صورت آیا طرح شکایت در اینگونه موارد محدودیت زمانی دارد؟
با تشکر فراوان
مشاهده سوالات مشابه
پاسخها (0)
هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصصهای ما در سریعترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی میدهند.
بیشتر بخوانید
جولانی جولانی
شرایط اعسار
سلام و احترام.بابت یک فقره چک برگشتی سال 1386 بعداز طرح شکایت در شورا و تشکیل جلسه و در نهایت حکم دادگاه تجدید نظر محکوم به پرداخت 120 میلیون اصل و خسارت شده اما با دو شاهد تقاضای اعسار کرده که با حقوق 16 میلیونی اداره توان پرداخت ماهیانه یک میلیون دارد.احتمال دارد که شورا قبول کند؟؟میتوانم جلوی پرداخت سنوات پایان کار و بازنشستگی را بگیرم؟؟؟
جمشید نامه گشا
ضرب و جرح عمدی و تخریب منزل
در ظمن پیروی سوال گذشته بنده که عرض کردم شاکیه خانم احمد و احمد میباشم نامبردهگان فردایی همان شب با بیل مکانیکی به سر منزل و ملک آورده و آن را به صورتی صاف کردند که خودم هم باورم نمیشود روزی منزلم اینجا بوده
محراب صادقی
توقیف اموال و اعتراض ثالث
اگر در یک پرونده زوجه با ارائه وکالتنامه بلاعزل و همچنین کپی غیر مصدق یک مبایعه نامه ادعا کند که ملکی متعلق به زوج است و خواستار توقیف آن شود اما سند رسمی ملک به نام دو نفر شخص ثالث است که آن دو با مراجعه به اجرای احکام مدعی مالکیت بر اساس سند رسمی مقدم بر توقیف شده ان سند رسمی از چهارده سال قبل به نام شخص ثالث بوده و موبایعه نامه ادعایی خانم که کپی آن را به اجرای احکام داده مربوط به ده سال پیش هست همچنین این شخص ثالث را یک وکالتنامه بلاعزل را به زوج داده اند در این صورت دادگاه در حال حاضر ملک را توقیف کرده اما شخص های ثالث ادعای مالکیت بر ملک بر اساس سند رسمی را دارند و تقاضا کردن طبق ماده صد و چهل و شش بر اساس سند مقدم بر توقیف از ملک رفع توقیف شود خب در این صورت آیا اگر رفع توقیف شود ملک برای همیشه از دسترس زوجه خارج می شود؟ خود زوج به صورت کتبی ادعا کرده مالکیتی بر ملک ندارد و هیچگاه مالک ملک نبوده
در ماده ۱۴۶ عنوان شده که اگر شخص ثالث با سند رسمی مقدم بر توقیف ادعای مالکیت کند توقیف فوری رفع میشود. همچنین نوشته شده اگر شخص ثالث بر مالکیت محکوم علیه اقرار کند توقیف بلامانع است. اما در این پرونده شخص ثالث مدعی مالکیت هست و خود زوج هم مالکیت خود را انکار کرده من خود زوج هستم که سوال پرسیدم