نیایش خردمندی
اشتباه محاسباتی
من یه عروسک فروختم ۳۵ سانت اشتباه گفتم ۶۰ سانت
عروسک ۳۵ سانتی ۳ ملیونه عروسک ۶۰ سانتی ۱۱ ملیون من ۱ ملیون ازشون گرفتم ینی سود هم کردن عروسک اورجیناله اون گیلانه من کرج هی تهدید میکنه شکایت میکنم اگر شکایت کنه چی میشه چطوری میفهمم ثنا ندارم
مشاهده سوالات مشابه
پاسخها (0)
هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصصهای ما در سریعترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی میدهند.
بیشتر بخوانید
محمد طاهری
تغییر در خودرو
سلام عرض ادب ، تعویض سرسیلندر خودرو با سرسیلندر خودرو دیگری بدون تغییر در شماره موتور و بلوکه سیلندر منع قانونی دارد ؟ مثلا تعویض سرسیلندر موتور xu7 پژو که هشت سوپاپ هست با نمونه ۱۶ سوپاپ منع قانونی دارد ؟ آیا مشکلی در بیمه کردن پیش میآورد ؟ آیا مشکلی در تعویض پلاک به وجود می آورد ؟
حبیب احسانی نیا
زمین مسکونی درطرح شهرداری
پنجاه سال منزل مسکونی زندگی کردیم که شهرداری
40مترزمین را گرفته وخیابان شده وخانه خراب شده الان ایا که این زمین مسکونی رو میتونم مغازه بزم حق کاسبی کردن دارم ایاشهرداری اجازه میدهد البته تمام اون همسایها مغازه زدندو من اخرین نفرهستم چون همسایه ها بالافاصله پس از طرح اقدام کردن
امامن میترسم سرمایه گذاری کنم و.....
علی شلاله وند
زن برادرم تمکین نکرده و برادرم قانونن خواسته تجدید فراش کند زن و بچه با هر ترفندی آنرا روانی گفتن و در نگهداری گرفتارش کردن با تع...
سلام
برادر بنده به خاطر تمکین نکردن خانمش قانونن خواسته تجدید فراش کند و با خانمش از اول زندگی باهم خوب نبودن و درگیری نیز داشته اند و اذیتش کردن و خانواده فرار میکنند و برادرم شکایتها میکند اما به دادسرا و حل اختلاف نمیروند تا بعد از چند ماه خانه آنان را پیدا میکند میزند شیشه ماشین پسر بزرگش میشکند و جمع خانواده ۵ نفره متهد میشوند و به بیماری روانی گرفتارش میکنند الان بیش از یک سال است در مرکز نگهداری هست . وکیل هم گرفتم وکیل فامیل است اینها رفتن به وکیل گفتن این به مادر شما چند سال پیش فوش داده به چند فامیل دیگر همچنین من به حیوان هم فوش ندادم ان که فامیل است فوش کار عجز و ناتوانان است حالا به وکیل هم اطمینان ندارم و گفتن خانواده پدریما همه مشکل دارن . و با ترفندی خواستن مرا گرفتار کنند ولی به حمد قوه پروردگار شکست خوردن ترفندشان به این شرح بوده : در اولین روزهای گرفتار نمودن برادرم شبی آمدن خانه ما و بعد از شب بخیری و احوالپرسی شروع کردن به پدر و مادر برادرم فوش دادن و خدا مرا هدایتدکرد قرآن را بیارم بزارم جلو آنان و رفتن با مشورتی گفتن ۲ نفر پیش تو فوش داده تا خون تورا به جوش بیارن و۲ نفر دیگر گفتی گوشه ای نشستن با گوشی بازی میکردن این دو نفر آماده فیلمبرداری بودن و تا آنان با فوش خونت را به جوش بیارن و حمله کنی و... و زمان فیلمبرداری دیگر فوش نمیدادن فقط میگفتن نزن برادرت بیمارستان است تو نو خدا کمکمان کن ..... پس فوش آنان فیلم برداری نمیشد ولی بی احترامیهای تو به موجب همان فوشهای آنان فیلم برداری میشد و میبردن اجرا میزاشتن آنوقت توهم پیش برادرت بودی ، خانواده خطر ناگین و از بنده نیز شکایت کردن راهنمایی میفرمایید