پروفایل کاربر

اکبر هاشمی

نشر اکاذیب

سلام . کارفرمای بنده در پرونده پرداخت حقوق معوقه و پرونده بازگشت به کار و حق السعی ، به قصد عدم پرداخت حق من و ضرر به بنده در دفاعیات مطالب دروغی را مبنی بر غیبت و ترک کار مکتوب کرده . همچنین همین دروغها را طی نامه ای به دانشگاه علوم پزشکی که بنده پروانه مسئول فنی خود را از آنجا میگیرم ارسال کرده و اعتبار بنده را مخدوش کرده است . بنده شکایت نشر اکاذیب کردم و دلایل من شهادت شهود ، دو رای برائت تخلف غیبت و ترک کار از دادگاه تعزیرات تهران و یک رای هییت حل اختلاف اداره کار میباشد . ولی دادیار فردای روزی که بنده لایحه شکواییه را تقدیم کردم منع تعقیب زده است که احتمالا به علت تمرکز دادیار بر عنوان دفاع و قصد دفاع از اکاذیبی است که در اداره کار گفته ولی آیا اکاذیبی که به دانشگاه ارسال کرده مصداق نشر کذب ندارد که ایشان توجه نکرده ؟ .  اکنون بنده باید اعتراض کنم . راهنمایی میخواهم که چطور ممکن است حتی بدون ورود به مرحله تحقیقات چنین قراری صادر شود و با توجه به آن اکنون برای اقناع دادگاه تمرکز من بر روی چه موردی باشد و چه توضیحاتی به قاضی دادگاه بدهم ؟

مشاهده سوالات مشابه

پاسخ‌ها (1)

پاسخ تیم حقوقی وینداد

زهرا بیات

6 سال پیش

سلام

می توانید ظرف ده روز به قرار منع تعقیب با ارائه ی مدارک خود اعتراض نمایید.

هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصص‌های ما در سریع‌ترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی می‌دهند.

بیشتر بخوانید

پروفایل کاربر

مریم خلیلی

فسخ معامله ملک بعد از ۵ ماه

سلام بنده ۵ ماه پیش ملکی رو فروختم و عیب این ملک نم دادن دیوار بود که ما به خریدار گفتیم و متاسفانه در قولنامه قید نکردیم و دیواری که نم می داد را دیوار پوش کردیم.ایا خریدار می تواند معامله رو فسخ کند؟

پروفایل کاربر

مرضیه پورمحمد

خودزنی همسرم

از دادسرا نامه داشتم که همسرم بره پزشک قانونی گواهی برای اعصاب روان بگیرم الان از پزشک قانون خصوصی گرفتم آیا قابل قبول هست در دادگاه

پروفایل کاربر

ماشاالله فلاح

تدلیس و سوءنیت در قولنامه برای فریب دادن

حدود 20 سال پیش بنده یک ملک را با شخص دیگری جهت برگشت چک توقیف نمودم

شخص اول که این ملک را به صاحب ملک و چک فروخته بود برای دریافت سند هم کمک شایانی کرده بود و شخص دهیار هم کلا رفاقت و همکاری خریدوفروش ملکی را با صاحب ملک و چک و شخص اول که بدون خرید از شخصی این ملک را به صاحب سند فروخته بود



لذا با گذشت چند سال

شخص اولی که زمینخوار و همدست دهیار بود

به بنده پیشنهاد کردند که واگذار کن به من تا سهم نیم انش اداره ثبت و شخص ثالث و خودت راضی کنم و الباقی کارشناسی که طلب صاحب ملک است را به حساب اداره ثبت واریز و انتقال سند را به من بزنید

در صورتی که تنها قصد و سوءنیت

این شخص چنین نبوده و قصد

تنظیم قولنامه فروش بنام بنده لازم داشتند تا در محل دیگری از همان روستا در مزرعه‌ای که ما عمده املاک داریم و سهم قابل توجه هم موقوفه هست. استفاده کنند و در آن مزرعه هم املاک موقوفه را هم اراضی بنام ما را راحت با استفاده از این قولنامه بفروشند

در نتيجه در هنگام تنطیم قولنامه

همین اول بنده را به عنوان فروشنده و شخص زمینخوار را بنام خریدار نوشته بود

اعتراض کردم با چرب ربانی و فلان و بهمان فردا می‌رویم محظر و اداره ثبت اونجا مهم است این مهم نیست

خلاصه اسرار کردم توضیحات بیشتر را در قولنامه قید کردند که زمین بنام فلان شخص و در توقیف بنده و شخص ثالث است با مشخصات کامل

لذا با اعتماد که به شخص دهیار کردم قبول امضا نمودم که کلا یک برگ بیشتر نوشته نشد

آن هم دست آنها ماند

منتها با زیرکی و حیله گری که داشتند شخص دهیار بعنوان امین و نویسنده قولنامه دستی در برگ سفید دفتر معمولی کوچک

بعد از دو تیتر مشخصات فروشنده و خریدار

فاصله اندک می دهد و سه تیتر توضیحات را می نویسد لذا بعد

با فاصله اندک در شروع تیتر چهار

این چنین می نویسد



هر آنچه سهم اینجانب می باشد واگذار کردم به شخص فلانی بابت بدهی قبلی و از این پس هیچگونه فلانی طلبی ندارد



باز در همین حال اعتراض خود را کردم متاسفانه چرب زبانی و ریاک...