پروفایل کاربر

ایمان بی نظر بیجارپسی

2 سال پیش

تصادف دوموتور،ونحوه گرفتن خسارت

سلام،تصادف دوموتور با برهم زدن صحنه تصادف، توسط کارشناس و کروکی فرضی که مقصر حادثه طرف مقابل اعلام شد، مقصر زیر سن قانونی 15سال،تجاوز به چپ و نداشتن بیمه و گواهینامه و موتور هم بنام خودش نبود،درخواست تامین دلیل انجام دادم،وشکایت انجام دادم،ابلاغ اومده،تا ۱۰روز فرصت،ابلاغ ارسال پرونده به دادگاه،دوماه هم طول درمان نوشتن،مراحل بعدی کار به چه صورت است؟باید منتظر ابلاغ بعدی باشم؟

مشاهده سوالات مشابه

پاسخ‌ها (0)

هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصص‌های ما در سریع‌ترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی می‌دهند.

بیشتر بخوانید

پروفایل کاربر

مهدی ولایتی مقدم

1 سال پیش

اجرا احکام

من پرنده ای دارم اجرا احکام رفته حساب های شخص بلوکه شده و حکم جلب طرف گرفتم آوردمش دادگاه گفتند باید پولم رو بده یا زندانی ازم وقت خواستی یک هفته و دادم بهش تعهد داد قاضی اجرا احکام گفت فقط ۷ روز وقت داری ندادی زندان میری الان طرف میخواد روز هفتم بره پیش قاضی دفاع کنه که بی گناهه به قولا خودش هم میخواد بره نخواستن فقط وقت داده بهش اجرا حکام الان چی میشه

پروفایل کاربر

مرتضی قلی جعفری

2 سال پیش

شکایت از وکیل خود

سلام
بنده بعنوان متهم ممانعت از حق در پرونده ای دردادگاه برائت گرفتم با اعتراص وکیل شاکیان پرونده به تجدید نطر رفت جهت رویت ومطالعه مدارک استنادی وکیل از تمام اوراق ولایحه وکیل شاکیان تصویر برداری کرده وچون با یک حقوق بازنشستگی آموزش وپرورش وتنگنای مالی وعدم تسلط به قوانین دادرسی به مشاور قضایی رایگان دادگستری جهت گرفتن مشاوره رجوع کردم خانمی بود وکیل مشاوره دهنده که بارویت مدارک من ناآگاه مطالب ومواردی را عنوان کرد که باید برای دفاع وکیل بگیری وگرنه احتمالا محکوم میشوی بنده دست به دامن ایشان شدم شماره همراهش را داد که با تماس بنده وقتی تعیین نمود بنده دروقت مقرر به محلی که آدرس داده بود مراجعه نمودم محلی بی نام ونشان فاقد هرگونه تابلو یا اثری صرفا یک منزل مسکونی جهت انجام مشاوره خصوصی مبلغ هفتصد هزارتومان دریافت نمود مجدد با توضیحات بنده یک بررسی سطحی انجام داد.با تاکید زیاد بر گرفتن وکیل برای دفاع و بحثهایی که فقط وکیل قادر است از این پرونده برائت دفاع کند بنده ساده لوح بی خبر را مبلغ دهمیلون تومان سرکیسه نمود وبا این توصیح وتوجیجی که قرارداد الکترونیکی شده بنده از روی ناچاری وترسی که برم غالب شده بود واز طرفی اعتماد کادبی که درمن ایجاد نموده بود دیگر قادر به دیدن هیچ چیز وهیچ جا نبودم فرم خامی را جهت امضا جلوم گداشت امضاکردم قضیه اش طولانی فقط همین قدر بگم وکیل شاکیان درلایحه خود به موارد کذبی استناد کرده بود که خود بنده به این خانم وکیل یاد آوری کردم وجهت اطمینان از کذب بودن لازم بود مجدد پرونده دردادگاه تجدید نظر باید وارسی می‌شد که ایشان از انجام آن امتناع واگذار خودم کرد که آنرا انجام دادم تا روزی که این وارسی انجام شد هیچگونه لایحه دفاعی از این خانم وکیل روی پرونده نرسیده بود فردای آنروز رای دادگاه تجدید نظر به بنده ابلاغ گردید وان تایید همان رای بدوی بود ضمن اینکه قرار ایشان براین بود قبل از تحویل لایحه آنرا به رویت اینجانب جهت اعمال نقطه نطر احتمالی برساند که اصلا نمی‌دانم اصلا تحویل شد یانه ولی آن لایحه را روزیکه رای صادر شده بود از طریق واتستاپ برایم ارسال کرد آنوقت که متوجه شدم چه کلاهی سرم گداشته تقریبا متن لایحه همان متن رای بدوی ونام وکیل تنظیم کننده فرد دیگری بود سراغ قرار داد گرفتم اطهار داشت خودت باید بروی از خدمات قضایی بگیری...

پروفایل کاربر

Mahtab Mkhtari

8 ماه پیش

مشاوره

پرونده اول:
مادر من چند خانه داشت که به دلیل سن بالا و شرایط جسمی و روحی پدر (که زنده بود ولی حال خوبی نداشت) تصمیم گرفته بود خانه‌ها را بفروشد و یک خانه خریداری کند. مسئولیت فروش و خرید خانه‌ها ابتدا به برادر بزرگتر محول شده بود، اما پس از خرید خانه برادرم سند خانه را به نام خودش زد.
مادر پس از اطلاع از این موضوع تصمیم گرفت برای بازگرداندن سند خانه به نام خودش پیش وکیل مراجعه کند. این موضوع حدود خرداد ماه ۱۴۰۲ بوده. در ابتدای مراجعه، مادر توضیحات کاملی به وکیل داد و تأکید کرد که هدفش تنها بازگرداندن سند به نام خود است و اصلاً قصد ندارد برای برادرم مشکل کیفری ایجاد شود یا اقدامی علیه او انجام شودمادر اینجانب در آن روز و روزهای قبل و بعد، به دلیل سن بالا، بیماری پدر، و ترس از اقدام برادر و از دست دادن خانه، در شرایط روحی و جسمی نامناسب بوده است..
با این حال، وکیل از این شرایط استفاده کرد و با ایجاد استرس شدید و فشار روانی بر مادر و خواهرم که همراه مادر بودند، آن‌ها را وادار کرد در همان جلسه یک قرارداد پیش‌نویس شده که بندهایی از آن هم خالی بود امضا کنند. وکیل همچنین شماره حساب خود را در اختیار مادر گذاشت و خواست مبلغی واریز شود تا اقدامات حقوقی انجام شود. مادر با اعتماد به وکیل و بر اساس حرف‌های او، این مبلغ را واریز کرد، بدون اینکه نسخه‌ای از قرارداد یا متن کامل اقدامات به او داده شود، و هنوز هم متن قرارداد به مادر ارائه نشده و اصلاً نمی‌داند در متن قرارداد چه نوشته شده است.
پس از انجام این مراحل، مشخص شد که اقدامات وکیل، از جمله شکایت کیفری مطرح شده علیه برادر، برخلاف خواست صریح مادر بوده و هدف اولیه که بازگرداندن سند به نام مادر بود، در مسیر درست پیش نرفته است. اکنون مادر متوجه شده است که برای تحقق هدف اصلی یعنی انتقال سند به نام خود، باید دوباره اقدام به تنظیم قرارداد و شکایت حقوقی کند، در حالی که از ابتدا هدفش صرفاً بازگرداندن سند بود و نه اقدامات کیفری علیه برادر.
در حال حاضر، مادرم توانایی گرفتن وکیل جدید را ندارد و وکیل فعلی نیز قبول نمی‌کند و اعلام کرده که کار خود را انجام داده و مادر باید دوباره قرارداد جدید ببندد.
حق‌الوکاله کامل پرداخت شده است.
پرونده دوم:
مادر در پرونده دوم، خانه‌ای را به یک آقای «عب...