پروفایل کاربر

محمد آقائی

2 سال پیش

تصادف

حدود ۲ ماه پیش با موتور سیکلت ۲ سرنشین تصادف کردم طبق گفته افسر ماشین ما مقصر است این آقایان ابتدا از ما پول نقد درخواست کردند و از آنجایی که توانش رو نداشتم پشنهاد دادیم از طریق قانون اقدام کنند که این آقایان تا به امروز هیچ اقدام قانونی نکردند و هنوز هم دریافت وجه نقد از ما پافشاری می کنند ماشین مان را از پارکینگ‌ راهنمایی و رانندگی با گذاشتن بیمه نامه به عنوان ضمانت خارج کردیم

مشاهده سوالات مشابه

پاسخ‌ها (0)

هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصص‌های ما در سریع‌ترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی می‌دهند.

بیشتر بخوانید

پروفایل کاربر

صالح نقدی

2 سال پیش

ابطال تعهد نامه مبنی بر سو استفاده از سفید امضا

با سلام خدمت وکلای محترم
عموی بنده تعهد نامه ای را درست کرده بود و در متن تعهد نامه از زبان پدر بنده نوشته بود که اینجانب در صحت سلامت متعهد می شوم که نصف ملک مذکور برای برادرم می باشد و امضایی نیز زیر تعهد نامه زده شده است. سپس بوسیله اون تعهد نامه که مدعی می باشد تنظینش برای اواخر تابستان ۹۹ می باشد به طرفیت پدر بنده دادخواست تسلیط ید و الزام به ایفای تعهد می دهد. چون پدر بنده همچین تعهد نامه ای را ندیده بود و امضا نکرده بود و از سال ۸۷ تا به حال با برادرش قطع ارتباط کرده مدعی شد که جعل است و خواستار بررسی جعل و سفید امضا بودن را نمود. پرونده به کارشناس ارجاع شد که کارشناس یک نفره گفت جعله اما هیات کارشناسان ۳ نفره اعلام کردند که جعل نیست و سفید امضا می باشد و عموی بنده نیز با ارسال لایحه اعلام کرد که تعهد نامه سفید امضا نبوده و جلوی بنده آن را امضا کرده. اما قاضی بر اساس اینکه جعل با سفید امضا قابل جمع نیست رای بر محکومیت پدر بنده صادر کرد و قطعی نیز شد.
آیا پدر بنده میتواند دادخواست ابطال تعهد نامه مبنی بر سو استفاده از سفید امضا را بدهد؟ چون هم کارشناسا اعلام کردند سفید امضا می باشد و هم عموی بنده لایحه گذاشته که سفید امضا نبوده و جلوی من امضا کرده و هم شاهد ها حاضرند شهادت دهند که پدر بنده حدودا ۱۵ سال با ایشان قهر می باشد و ادعای عموی بنده دروغ می باشد

پروفایل کاربر

امیرحسین پیرویسی

3 ماه پیش

حق کسب و پیشه

سلام و احترام
من از سال ۱۳۷۰ در مغازه ای که پدرم در اختیارم گذاشت ( بدون دریافت و درخواست هیچ گونه اجاره ای ) تا الان مشغول به فعالیت مستمر بوده ام و تمام هزینه های جاری و حتی بخشی از قسط ها خود مغازرو پرداخت کرده ام ( اما سرقفلی مغازه به نام مادرم است ) (پدرم در قید حیات نیست اما مادرم زنده هست) همچنین مغازه موقعیت بالایی دارد و اعتبار و خوشنامی به خاطر فعالیت من در این سالیان بدست اورده.
سوالم در مورد حق کسب و پیشه حدودا چه میزان شامل حال من می‌شود؟
همچنین در خصوص انحصار وراثت، قانون این حق کسب و پیشه رو چطور در نظر خواهد گرفت؟ ( یعنی ابتدا حق کسب و پیشه کسر شده و سپس به وراث تقسیم می‌شود؟)

پروفایل کاربر

محسن زنگویی

7 ماه پیش

مشارکت درکلاهبرداری

باسلام من چندین سال پیش بایکی ازدوستانم که خیلی باهم خوب بودیم ورفت اومدخانوادگی داشتم درچندمرحله پول دستی به ایشان دادم گذشت بعدازمدتی بدون اطلاع ازجایی که بودم اثاث کشی کردن ورفتندحدوددوسال ازاینهابی خبربودم تااسفند1403 نزدیک ایام عیدبوددیدم تندتندباکوشی من تماس میگیره ازاونجایی که من ازشون ناراحت بودم جواب نمیدادم اونقدرتماس گرفت اخرجواب دادم بعدازاحوالپرسی این رفیقم ازمن خواهش کردکه یه جاقراربکذاریم که منوببینه کارمهمی داره منم قبول کردم رفتم سرقراریه نیم ساعتی باهم صحبت کردیم بعدبه من گفت من میخوام برم شهرستان برای کارهواست به خانواده من باشه بعدگفت خانومم باتوتماس میگیره کارت داره منم گفتم مشکلی نداره ابام عید1404بوددیدم یه شماره ناشناس به گوشی من زنک میزنه جواب دادم دیدم که خانوم این رفیق ماهستش یکم صحبت کردیم گفت فرداخونه باش میام درخونه کارمهمی دارم منم قبول کردم فرداغروب اومددرخونه مامن وخانومم رفتیم جلوی تعارف کردیم که بیادداخل خونه گفت کاردارم میخوام برم یکم صحبت کردیم بعدگفت ماچندوقت پیش درخواست وام داده بودیم خداروشکرواریزشده بحسابم واقعیت منم خوشحال شدم چونکه خانواده ضعیفی بودن گفتم حالامیخواهی چیکارکنی گفت بعدازایام تعطیلات اگرزحمتی نیست باهم بریم هم وسیله برای خونه بگیرم هم بدهی که به شماداریم وپرداخت کنم چونکه ایام عیدبودمنم پول لازم بودم قبول کردم تاروز5فروردین صبح به من زنگزدیه جاقرارکذاشتیم من رفتم سرقرارباپسربزرگش اومده بودرفتیم سمت بانک که بدهی منوپرداخت کنه فیش فرم شباروکرفت کامل پرکرداثرانگشت زددادبه کارمندبانک لحظه ای نکذشته بوددیدم رفت فیش شباروازکارمند بانک گرفت من گفتم چیشدگفت بریم من طلابخرم بعدکه بانک خلوت شدمیاییم منم گفتم مشکلی نداره راهی شدیم بسمت طلافروش رفتیم داخل من کنارمیزایستاده بودم به طلافروش گفت تعداد10تاالنکوبرام بیارانتخاب کردگفت اینهارومیخوام بعدهمونجابه طلافروش گفت یه النکومیخوام به مبلغ 50 میلیون تومان که هدیه بدم به زنداداشم یعنی خانوم من اونجابهش گفتم نیازی نیست بدهی شمااینقدرنیست گفت چیکارداری بخاطراون همه خوبی که درحق ماکردی ونکذاشتی زندگی مامتلاشی بشه میخوام هدیه بخرم بدم دیگه من حرفی نزدم یه النکواوردبه مبلغ 57 میلیون تومان گفت اینم میخوام رسیدبه فاکتورنوشتن طلافروش گفت یکجابنویسم من گفتم نه اگرزحمتی نیست جداجدابن...