امین عسگری
حقوقی ملکی
با سلام و عرض ادب. حکم خلع ید در مرحله بدوی به نفع ما صادر شده طرف ما تجدیدنظر خواهی کرده ولی متاسفانه در مرحله تجدیدنظر فوت شدن. و دادگاه قرارتوقف تجدید نظر خواهی صادر کرداسامی وراث طبق گواهی حصر وراثت به شعبه تجدید نظر ارسال کردیم،الان تو سامانه وقت رسیدگی برای ۲۰اسفند گذاشتن سوالم اینه آیا مگه نباید بعد از اعلام وراث رای صادرمیکردن چون ما نظریه کارشناسی تو پرونده داریم وسند ملک به نام ماست پرونده هم از همه نظر کامله،ایا این اقدام دادگاه تجدیدنظر قانونی که رای صادر نکردن الان یک ساله تو تجدیدنظر پرونده.ممنون میشم پاسخ بدید.
مشاهده سوالات مشابه
پاسخها (0)
هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصصهای ما در سریعترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی میدهند.
بیشتر بخوانید
کوثر حسن بیگی
ایجاد مزاحمت
سلام وقت بخیر
میخواستم ببینم اگه ی دختر ۴سال با ی پسر باشه و بعد متوجه بشه مناسب هم نیستن و اون دوستی و تموم کنه میتونه بخاطر تهدید های پسر شکایت کنه؟!
مریم کبیر
خرید ملک
سلام وقت بخیر من ملکی را میخوام خریداری کنم که مالک فعلی از مالک قبلی وکالت نامه داره و سندی که به نام مالک قبلی هست هم دست خودشه من استعلامات رو از ثبت من دریافت کردم مشکلی از بابت رهن و بازداشتی نداره الان سوال من اینکه من با اکتفا به این وکالت نامه میتونم ملک رو بخرم و به چه نکاتی توجه کنم که در آینده دچار مشکل نشم؟
محسن زنگویی
مشارکت درکلاهبرداری
باسلام من چندین سال پیش بایکی ازدوستانم که خیلی باهم خوب بودیم ورفت اومدخانوادگی داشتم درچندمرحله پول دستی به ایشان دادم گذشت بعدازمدتی بدون اطلاع ازجایی که بودم اثاث کشی کردن ورفتندحدوددوسال ازاینهابی خبربودم تااسفند1403 نزدیک ایام عیدبوددیدم تندتندباکوشی من تماس میگیره ازاونجایی که من ازشون ناراحت بودم جواب نمیدادم اونقدرتماس گرفت اخرجواب دادم بعدازاحوالپرسی این رفیقم ازمن خواهش کردکه یه جاقراربکذاریم که منوببینه کارمهمی داره منم قبول کردم رفتم سرقراریه نیم ساعتی باهم صحبت کردیم بعدبه من گفت من میخوام برم شهرستان برای کارهواست به خانواده من باشه بعدگفت خانومم باتوتماس میگیره کارت داره منم گفتم مشکلی نداره ابام عید1404بوددیدم یه شماره ناشناس به گوشی من زنک میزنه جواب دادم دیدم که خانوم این رفیق ماهستش یکم صحبت کردیم گفت فرداخونه باش میام درخونه کارمهمی دارم منم قبول کردم فرداغروب اومددرخونه مامن وخانومم رفتیم جلوی تعارف کردیم که بیادداخل خونه گفت کاردارم میخوام برم یکم صحبت کردیم بعدگفت ماچندوقت پیش درخواست وام داده بودیم خداروشکرواریزشده بحسابم واقعیت منم خوشحال شدم چونکه خانواده ضعیفی بودن گفتم حالامیخواهی چیکارکنی گفت بعدازایام تعطیلات اگرزحمتی نیست باهم بریم هم وسیله برای خونه بگیرم هم بدهی که به شماداریم وپرداخت کنم چونکه ایام عیدبودمنم پول لازم بودم قبول کردم تاروز5فروردین صبح به من زنگزدیه جاقرارکذاشتیم من رفتم سرقرارباپسربزرگش اومده بودرفتیم سمت بانک که بدهی منوپرداخت کنه فیش فرم شباروکرفت کامل پرکرداثرانگشت زددادبه کارمندبانک لحظه ای نکذشته بوددیدم رفت فیش شباروازکارمند بانک گرفت من گفتم چیشدگفت بریم من طلابخرم بعدکه بانک خلوت شدمیاییم منم گفتم مشکلی نداره راهی شدیم بسمت طلافروش رفتیم داخل من کنارمیزایستاده بودم به طلافروش گفت تعداد10تاالنکوبرام بیارانتخاب کردگفت اینهارومیخوام بعدهمونجابه طلافروش گفت یه النکومیخوام به مبلغ 50 میلیون تومان که هدیه بدم به زنداداشم یعنی خانوم من اونجابهش گفتم نیازی نیست بدهی شمااینقدرنیست گفت چیکارداری بخاطراون همه خوبی که درحق ماکردی ونکذاشتی زندگی مامتلاشی بشه میخوام هدیه بخرم بدم دیگه من حرفی نزدم یه النکواوردبه مبلغ 57 میلیون تومان گفت اینم میخوام رسیدبه فاکتورنوشتن طلافروش گفت یکجابنویسم من گفتم نه اگرزحمتی نیست جداجدابن...