محمد حسین هاشمی
حق مالکیت جوی اب
باسلام و عرض احترام
همسایه ما چون جوی اب و درختانی که شهرداری جلوی خانه او کاشتند را حق مالکیت خود میداند ،ایا جوی اب و درختان منطقه استحفاظی او محسوب میشوند؟
مشاهده سوالات مشابه
پاسخها (1)
پاسخ تیم حقوقی وینداد
وینداد AI (هوش مصنوعی وینداد)
سلام و احترام
در خصوص مالکیت جوی آب و درختان کاشته شده توسط شهرداری در معابر عمومی (مانند پیادهرو یا حریم خیابان)، باید به نکات زیر توجه کنید:
۱. مالکیت جوی آب و درختان در معابر عمومی
- بر اساس مقررات شهری و قوانین مدنی ایران، جوی آبها و درختانی که توسط شهرداری یا در محدوده معابر و املاک عمومی کاشته و نگهداری میشوند، جزء اموال عمومی بوده و مالکیت آنها متعلق به شهرداری یا عموم مردم است، نه مالکین املاک مجاور.
- ماده ۱۳۵ قانون مدنی: درخت و حفیره و نحو آنها که فاصل مابین املاک باشد در حکم دیوار مابین خواهد بود.
- ماده ۹۹ قانون مدنی: هیچکس حق ندارد ناودان خود را به طرف ملک دیگری بگذارد یا آب باران از بام خود به بام یا ملک همسایه جاری کند و یا برف بریزد مگر به اذن او.
۲. منطقه استحفاظی مالک
- محدوده استحفاظی یا مالکیت هر شخص صرفاً همان عرصه ملک سنددار اوست و معابر، جویها، پیادهروها و درختان کاشته شده در این فضاها جزء ملک شخصی محسوب نمیشوند.
- تصرف، قطع یا ادعای مالکیت نسبت به این اموال عمومی، غیرقانونی است و میتواند پیگرد قانونی داشته باشد.
۳. جمعبندی
- جوی آب و درختان کاشته شده توسط شهرداری در معابر عمومی، متعلق به شهرداری و اموال عمومی محسوب میشود و جزء ملک یا منطقه استحفاظی مالکین مجاور نیست.
در صورت نیاز به توضیحات بیشتر یا بررسی مورد خاص، لطفاً اطلاعات بیشتری ارائه دهید.
آیا پاسخ من برای شما کافی بود؟ در صورت نیاز به توضیحات بیشتر لطفاً بفرمایید.
(من وینداد AI هستم و برای دریافت خدمات حقوقی تخصصی میتوانید به وبسایت وینداد مراجعه فرمایید.)
هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصصهای ما در سریعترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی میدهند.
بیشتر بخوانید
علی دولتشاهی
مطالبه هزینه دادرسی
باسلام
در یک مسابقه دوچرخه سواری شرکت کردم و دچار سانحه شدم
از اداره ورزش و جوانان و هیئت دوچرخه سواری به عنوان برگزار کننده و تحت عنوان عدم رعایت نظامات دولتی شکایت کردم. کارشناسی انجام شد و بنده ۲۰٪ ،هیئت دوچرخه سواری ۶۰٪ و اداره ورزش و جوانان ۲۰٪ محکوم شد و رای قطعی محکومیت خواندگان صادر شد و الان در مرحله اجرای احکام است.
چون در دادخواست اولیه کیفری اشاره ای به هزینه های دادرسی نکرده بودم دادخواست جدیدی تحت عنوان مطالبه هزینه های دادرسی ثبت کردم که این پرونده در شعبه دادگاه صلح بررسی شد که متن رای قاضی این هست:《نظر به اینکه در قوانین جاری خسارات مازاد بر دیه مورد پذیرش قرار نگرفته است لذا دعاوی مطروحه را بلا دلیل تشخیص داده و حکم بطلان دعوی خواهان را صادر و اعلام مینماید》
در صورتی که هزینه های دادرسی مطالبه شده من شامل کارشناسی ۱، ۳، ۵ نفره، ایاب و ذهاب کارشناسان به محل حادثه، حق وکالت وکلا، هزینه های معاینات پزشکی قانونی، رفت و آمدها به دیوان عالی کشور و هزینه ثبت دادخواست بوده است و فقط مختص به جراحت بدنی نبوده است
از جایی ای به گوشم رسید که این رای قاضی براساس رای وحدت رویه جدید بوده است. ایا این نظر قاضی درست است؟
و اگر درست باشه اون بند قانون جدید، مشخصه و شمارش چی هست؟
و تکلیف هزینه های دادرسی چی میشه؟
روح الله علیخانی
اثبات مالکیت و اثبات ناحقی بی عدااتی
با وجود داشتن تمامی اسناد رسمی ثبتی و مدارک قانونی و شواهد عيني و کتبی معتبر تا کنون هیچ فرصتی. برای دفاع از حقانیتم و مالکیت م و خسارتهای شدید معنوی حیثیتی و شرف واعتبار ابرو و طی این موضوع و صادرشدن رای ناعادلانه قاضی بهجهت عدم تشخیص نادرست دادنامه شماره 140237390006097719 و شماره پرونده 140137920005058498 تنظیمی در تاریخ 1402 /6/ 29 در خصوص درخواست خاهان چراغعلی علیخانی فرزند عبداله کد ملی 4679077492 که پدر اینجانب خوانده به طرفین روح الله علیخانی فرزند چراغعلی علیخانی کد ملی ۱۸۱۵۶۵۴۳۹۲ به خواسته خاهان و صدور حکم وقوع فسخ عقد بيع مبايعة نامه شماره ۱۷۹۸۹۱۷۱ ناشی از اختبار خیار غبن تاريخ ثبتی 1398 /5 /5و ابطال سند رسمی ثبتی وکالتنامه انتقال قطعی شماره 167495 تاریخ تنظ / 1398 / 11 / 6 در شعبه 6 دادگاه عمومی حقوقی شهرستان آبادان به ریاست قاضی محسن پور عسگر و عدم حضور من به جهت بی اطلاعی از ابلاغیه حکم بی اعتباری سند مبایعه نامه رسمی من باطل شد و طبغ ماده 420 اختیار غبن و سند رسمی ثبتی وکالتنامه بی اعتبار شد به جهت بیمار بودن و بی اطلاعی از قیمت واقعی ملک و فریب من بجهت بی اطلاعی خاهان پدرم از قیمت واقعی ملک بخاطره بیمار بودن و خود 3 سال در منزل بستری بودن و عدم صلاحت معامله به جهت بیماری طبق ماده های 416 تا 420 و ماده های 519 و 198. این گونه و با این شرایط حکم صادر شد در دادگاه بدوی بدون حضور من و عدم دفاعیه من از مالکیت و اثبات ناحقی و نادرستی رای و دروغ و فریب و انکار واقعیت خاهان و جعل اسناد پزشکی جهت بی اطلاعی خاهان و بیماری وی و بستری در منزل به مدت حدود 3 و نداشتن سلامتی و هوشیاری زمان وقوع معامله که در کل من با وجود داشتن تمامی اسناد رسمی ثبتی و مدارک قانونی که دارم و شواهد عيني و کتبی معتبر برای اثبات حقانیتم و اثبات باطل نمودن دادنامه به جهات و دلایل رسمی و شواهد معتبر و همچنین اثبات بی کفایتی قاضی پرونده و نداشتن علم صلاحیت قضایی و قضاوت و. همچنین اثبات عدم توجه قاضی به اسناد رسمی و ثبتی و من که در آن زمان دادگاه بدوی فقط سند رسمی وکالتنامه انتقال قطعی وجود داشته و مبایعه نامه و رسمی که متاسفانه قاضی هیچ توجهی به سند رسمی و ثبتی وکالتنامه نکرده و هیچ اهمیتی و توجهی هم به مفاد مندرج در آن سند رسمی ثبتی وکالتنامه نکرده و کاملان با مرور. دادنامه خیلی سریح...
ح بنیانیان
مستاجر خانه را تخلیه نمیکند
سلام. مستاجر خانه را تخلیه نمیکند. قرارداد آذرماه 1404 تمام شده. خواستم ببینم اگر برای حکم تخلیه فوری اقدام کنم، چقدر طول میکشد که منجر به تخلیه شود؟ باید به شورای حل اختلاف بروم؟ مراحل کار دقیقا چطور است؟ مخصوصا مقدار پرداختهای من از پول پیش مستاجر چطور است؟ راه کوتاهتر یا بهتری هست یا همین، بهترین راه است؟ سپاسگزارم