پروفایل کاربر

ماشاالله فلاح

تدلیس و سوءنیت در قولنامه برای فریب دادن

حدود 20 سال پیش بنده یک ملک را با شخص دیگری جهت برگشت چک توقیف نمودم

شخص اول که این ملک را به صاحب ملک و چک فروخته بود برای دریافت سند هم کمک شایانی کرده بود و شخص دهیار هم کلا رفاقت و همکاری خریدوفروش ملکی را با صاحب ملک و چک و شخص اول که بدون خرید از شخصی این ملک را به صاحب سند فروخته بود



لذا با گذشت چند سال

شخص اولی که زمینخوار و همدست دهیار بود

به بنده پیشنهاد کردند که واگذار کن به من تا سهم نیم انش اداره ثبت و شخص ثالث و خودت راضی کنم و الباقی کارشناسی که طلب صاحب ملک است را به حساب اداره ثبت واریز و انتقال سند را به من بزنید

در صورتی که تنها قصد و سوءنیت

این شخص چنین نبوده و قصد

تنظیم قولنامه فروش بنام بنده لازم داشتند تا در محل دیگری از همان روستا در مزرعه‌ای که ما عمده املاک داریم و سهم قابل توجه هم موقوفه هست. استفاده کنند و در آن مزرعه هم املاک موقوفه را هم اراضی بنام ما را راحت با استفاده از این قولنامه بفروشند

در نتيجه در هنگام تنطیم قولنامه

همین اول بنده را به عنوان فروشنده و شخص زمینخوار را بنام خریدار نوشته بود

اعتراض کردم با چرب ربانی و فلان و بهمان فردا می‌رویم محظر و اداره ثبت اونجا مهم است این مهم نیست

خلاصه اسرار کردم توضیحات بیشتر را در قولنامه قید کردند که زمین بنام فلان شخص و در توقیف بنده و شخص ثالث است با مشخصات کامل

لذا با اعتماد که به شخص دهیار کردم قبول امضا نمودم که کلا یک برگ بیشتر نوشته نشد

آن هم دست آنها ماند

منتها با زیرکی و حیله گری که داشتند شخص دهیار بعنوان امین و نویسنده قولنامه دستی در برگ سفید دفتر معمولی کوچک

بعد از دو تیتر مشخصات فروشنده و خریدار

فاصله اندک می دهد و سه تیتر توضیحات را می نویسد لذا بعد

با فاصله اندک در شروع تیتر چهار

این چنین می نویسد



هر آنچه سهم اینجانب می باشد واگذار کردم به شخص فلانی بابت بدهی قبلی و از این پس هیچگونه فلانی طلبی ندارد



باز در همین حال اعتراض خود را کردم متاسفانه چرب زبانی و ریاکاری شخص دهیار را اعتماد کردم



لذا در 20 سال گذشته از همین قولنامه کلی هزینه‌های مالی کلانی با چندین کارمند ادارات در این زمینه انجام داده بودند که بعنوان احداث شهرک جدید ویلایی شروع به تغيير کاربری و تقسیمات و غیره در قسمت اول در حدود 50 هکتار معادل 500000متر مربع



که بنده در شهر تهران بودم متوجه شدم و با کلی تلاش از استفاده از اسناد معتبر و رسمی با وزرات اطلاعات و بازرسی و غیره جلوگیری کردند و ناکام ماندن



حالا بعد از 14 سال گذشته که این قولنامه را تک برگی نوشته بود را شکایت کرده و مدعی فروش مال غیر نموده اند

مدارک های لازمه در ادارات و بویژه در شعبه های مختلف دادگاه موجود است که این شخص یک زمینخوار و جعل کار است

چون دهیار در طول 30 سال گذشته نفرات نفوذی در ادارات را نیز بیشتر از شخص اولی دارد



چطوری میشه شخص دهیار و این شخص را با وجود این همه پرونده‌های قضایی که بیش از 100 پرونده در اختلافات ملکی توسط این شخص اول که الان خواهان در این پرونده هست را به پلیس امنیت اقتصادی تهران و یا استان بکشانم چون در شهرستان مورد رسیدگی ویژه و بررسی خوب و قاطع صورت نمی گیرد؟



سوال اصلی راجب مشکلات این قولنامه

وقتی سه تیتر کاملا توضیحات لازمه را در خود قولنامه داده شده و همه طرفین بخصوص شخص دهیار بعنوان مضمون عنه

کاملا علم یقین و آگاهانه به تنظیم این قولنامه شده. پس چطوری ادعای مستحق للغیر بودن بیع را قاضی پرونده محرز نموده بود وقتی که همه طرفین آگاهانه تنظیم شده مگر معامله فضولی و صوری یا پیش نویس قولنامه تلقی نمی شود؟



چون هیچگونه تمن رد و بدل نشده و هیچگونه ادله نیز نیست و هیچگونه اقدامی هم بعد از تنظيم قولنامه صورت نگرفته و هیچگونه هم تغییری در این ملک صورت نگرفته

مشاهده سوالات مشابه

پاسخ‌ها (1)

پاسخ تیم حقوقی وینداد

وینداد AI (هوش مصنوعی وینداد)

11 ماه پیش

پاسخ شما توسط هوش مصنوعی حقوقی وینداد تهیه شده و صرفاً جنبه راهنمایی دارد. با توجه به شرح مفصل ماجرا و ابهامات متعدد، پاسخ را در دو بخش ارائه می‌کنم:
۱. تحلیل حقوقی وضعیت قولنامه و ادعای فروش مال غیر
۲. امکان پیگیری کیفری و اداری علیه دهیار و شخص اول




۱. تحلیل حقوقی قولنامه و ادعای مستحق‌للغیر بودن بیع


بر اساس توضیحات شما:



  • قولنامه به صورت دستی و با حضور افراد مطلع (از جمله دهیار) تنظیم شده.

  • در قولنامه تصریح شده که زمین در توقیف است و مشخصات کامل درج گردیده.

  • هیچ ثمن (پولی) رد و بدل نشده و اقدامی برای انتقال ملک صورت نگرفته است.

  • شخص مدعی (خریدار) اکنون پس از ۱۴ سال ادعای فروش مال غیر کرده است.


نکات کلیدی حقوقی:



  • معامله فضولی زمانی محقق می‌شود که شخصی بدون مجوز مالک یا نماینده قانونی، مال متعلق به غیر را منتقل کند (قانون مدنی، مواد ۲۴۷ و ۲۴۸).

  • اگر طرفین در زمان تنظیم قولنامه علم و اطلاع کامل به وضعیت ملک داشته‌اند و در متن قولنامه به این موضوع تصریح شده باشد، اثبات سوءنیت و «فروش مال غیر» دشوار خواهد بود.

  • معامله صوری نیز زمانی است که قصد واقعی برای انتقال وجود نداشته و صرفاً ظاهرسازی شده باشد (ماده ۴۶۳ قانون مدنی).

  • اگر هیچ ثمنی پرداخت نشده و هیچ اقدام اجرایی برای انتقال صورت نگرفته، این امر می‌تواند نشانه‌ای از صوری بودن معامله یا عدم تحقق بیع باشد.

  • قاضی باید با توجه به مجموع شواهد، علم و آگاهی طرفین و اوضاع و احوال، نسبت به احراز عنوان «فروش مال غیر» یا «معامله فضولی» تصمیم‌گیری کند.


مستندات قانونی:



  • قانون مدنی (۱۳۰۷)، ماده ۲۴۷:

    «معامله به مال غیر جز به عنوان ولایت یا وصایت یا وکالت نافذ نیست...»




  • قانون مدنی، ماده ۲۴۸:

    «اگر صاحب مال یا ولی یا وصی یا وکیل او معامله فضولی را اجازه نکرد معامله باطل است.»




  • قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲)، ماده ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری:

    فروش مال غیر در صورتی که با سوءنیت و با قصد بردن مال غیر باشد، جرم است.





نتیجه:


با توجه به تصریح در قولنامه، علم طرفین، عدم پرداخت ثمن و عدم اقدام عملی، اثبات جرم فروش مال غیر بدون ارائه دلایل جدید و قوی، دشوار خواهد بود. همچنین، اگر قولنامه صرفاً پیش‌نویس یا توافق اولیه بوده و قصد بیع واقعی وجود نداشته باشد، عنوان معامله صوری یا پیش‌قرارداد بر آن منطبق است و نه بیع قطعی.




۲. پیگیری کیفری و اداری علیه دهیار و شخص اول


در خصوص نفوذ دهیار و شخص اول و مشکلات رسیدگی در شهرستان، شما می‌توانید:



  • درخواست انتقال پرونده به مرجع قضایی بالاتر (تهران یا مرکز استان) را بر اساس ماده ۴۵۱ قانون آیین دادرسی کیفری (۱۳۹۲) مطرح کنید، در صورت اثبات عدم بی‌طرفی یا نفوذ افراد.

  • شکایت به پلیس امنیت اقتصادی یا اداره اطلاعات استان در صورت وجود اسناد و مدارک کافی دال بر زمین‌خواری، جعل یا فساد اداری.

  • ارسال گزارش به سازمان بازرسی کل کشور و درخواست ورود به موضوع.




توصیه پایانی


با توجه به پیچیدگی موضوع و سوابق متعدد، توصیه می‌شود از یک وکیل متخصص در دعاوی ملکی و کیفری بهره‌مند شوید تا با بررسی دقیق اسناد و مدارک، بهترین راهکار را انتخاب کند.




آیا توضیحات ارائه شده برای شما کافی بود؟ در صورت نیاز به راهنمایی بیشتر، لطفاً سؤال خود را دقیق‌تر بیان فرمایید.
یادآوری: برای تنظیم اسناد حقوقی یا پیگیری تخصصی، از خدمات وینداد استفاده نمایید.

هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصص‌های ما در سریع‌ترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی می‌دهند.

بیشتر بخوانید

پروفایل کاربر

جواد قدسی

وا خواست سفته

۲۰۰ تومان سفته از کسی دارم یک نفر پشت سفته رو امضا کرده چه جوری میتونم اقدام کنم که از کسی که پشت سفته رپ امضا کرده پولم رو بگیرم

شرایط احقاق حق از طریق اتاق تعاون یا دادگاه چگونه است؟؟؟

با احترام
بنده یک طرف "قرارداد واگذاری آپارتمان" از شرکت تعاونی مسکن x می باشم لیکن تعاونی از معرفی بنده به دفتر ثبت اسناد جهت دریافت سند تک برگ بنامم خودداری مینماید و مدعی است به دلیل اینکه در زمان هیئت مدیره قبلی انتقال سهام تعاونی در دفتر سهام تعاونی از طریق یک وکالتنامه تام الاختیار بلاعزل انجام شده و موکل فوت نموده است بنابراین باید به بخش داوری اتاق تعاون مراجعه شود تا رای صادر نمایند، این درحالی است که طبق مدارک ذیل بنده به عنوان عضوی از اعضای خریدار منظور شده ام.
حالا سوال بنده این است بنده با توجه به مدارک ذیل چگونه باید اقدام نمایم؟ آیا اصلا قابل احقاق حقم می باشد؟ باید به دادگاه مراجعه شود یا مستقیما به اتاق تعاون؟ چه چیزی در انتظارم است؟؟
مدارک:
۱- قرارداد واگذاری آپارتمان مبتنی بر کد عضویت و قدرالسهم و ... با امضا و مهر شرکت و بنده و دو نفر شاهد عادی
۲- کپی صفحه واگذاری یک امتیاز تعاونی مسکن مربوطه به بنده در دفتر سهام که اصل آن دفتر سهام در تعاونی موجود می باشد و شاید بتوانند آن را غیب کنند!!! (با دستخط انتقال دهنده و امضا و اثر انگشت وی با متنی مشتمل بر تشریفات انتقال سهم و امتیاز خود به خریدار و سلب کلیه اختیارات در حال و بعد از ممات از خود نموده است و خریدار در آن دخل و تصرف نموده و ....و بعد از این توضیحات تعاونی دقیقا متن ذیل را نوشته است و دو شاهد و مدیرعامل تعاونی امضا و ممهور به مهر شرکت کرده اند : آقای X طبق وکالتنامه Y در دفترخانه فلان به آقای بنده واگذار نموده است/ واگذار )
۳- کارت عضویت تعاونی مسکن با امضای مدیرعامل وقت
۴- وکالتنامه ای که به آن اشاره شد( که قاعدتا از درجه اعتبار ساقط شده)
۵- کلیه فیشهای پرداختی به نام بنده به حساب تعاونی
۶- تصاویر سایت تعاونی که در آن صریحا به عنوان یک عضو در لیست خریدار نهایی و عضو خریدار قرار گرفته ام
۷- مدارک واریزی مبلغ مازاد درآمد تعاونی از فروش بخشی از اموالش به میزان سهم مشخص هر عضو به حساب بانکی بنده
۸- صورت مجلس تحویل واحد مذکور به نام بنده از تعاونی مسکن
بنده در واحد مذکور ساکن شده ام و دخل و تصرف نمودم
** بنده هیچ مبایعنامه یا هیچ مدرک مجزای دیگری مبنی بر خرید سهم از انتقال دهنده به جز مدارک بالا ندارم و ت...

پروفایل کاربر

خالید کا

ایا با حکم کیفری میتونیم زمین تحویل بگیریم

دو طرف با هم سره یه زمین 5000هزار متری مشکل دارن قیمتی هم هست یکی از طرف ها واقعا سند داره، حکم نهایی، کیفری هم گرفته، اخه طرف مقابل با شکایت فروش مال غیر و تصرف عدوانی شکایت کرده باز هم محکوم شده، اخه مدارک نداره ولی یه کم پارتی داره، ایا این حکم نهایی است من میتونم زمینو ازشون بخرم،