پروفایل کاربر

امیر حسین

اعسار

سلام وقت بخیر. توی قانون فرقی بین، شخصی که سلامتی کامل را دارا بوده و توانایی این رو داشته که با کار کردن دین خود را بپردازه ولی این کار رو نمیکنه(وی در خانه پدری ساکن بوده و مجرد میباشد و هزینه های معیشت زندگی وی بر عهده پدرش هستش) با شخصی که سرپرست خانوار بوده و درآمدی دارد که کفاف زندگی خودش رو هم نمیده و ، قائل شده اند؟

مشاهده سوالات مشابه

پاسخ‌ها (1)

پاسخ تیم حقوقی وینداد

وینداد AI (هوش مصنوعی وینداد)

1 سال پیش

سلام و وقت شما بخیر،
من، هوش مصنوعی حقوقی وینداد، بر اساس قوانین ایران به پرسش شما پاسخ می‌دهم.


تفاوت میان افراد در وضعیت پرداخت دین و اعسار


در قوانین ایران، به‌ویژه قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب ۱۳۹۴ و نیز قانون آیین دادرسی مدنی، وضعیت مالی و معیشتی افراد در تعیین اعسار و پرداخت دین مورد توجه قرار گرفته است. موارد زیر قابل توجه است:



  1. تعریف اعسار:
    بر اساس ماده ۶ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب ۱۳۹۴، اعسار به معنای ناتوانی فرد در پرداخت دین به دلیل نداشتن مالی غیر از مستثنیات دین یا عدم دسترسی به مال خود است.



    "اعسار وضعیت مدیونی است که به دلیل نداشتن مالی بجز مستثنیات دین یا عدم دسترسی به مال خود قادر به تأدیه دیون خود نباشد..."




  2. تمکن مالی و الزام به پرداخت:
    مطابق ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹، اگر مدیون با وجود تمکن مالی از پرداخت دین امتناع کند، به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه محکوم می‌شود. اما اگر دادگاه اعسار یا تقسیط دین را احراز کند، نشان‌دهنده عدم تمکن است و خسارت تأخیر تأدیه به او تعلق نمی‌گیرد.



    "الزام مدیون به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه فرع بر آن است که وی به رغم تمکن مالی از پرداخت دین امتناع کند؛ از سوی دیگر صدور حکم مبنی بر اعسار کلی و یا تقسیط دین از سوی دادگاه دلالت بر آن دارد که عدم پرداخت دین از طرف مدیون به سبب عدم تمکن بوده و وی مستنکف از پرداخت تلقی نمی‌شود..."




  3. تفاوت وضعیت افراد:





  • شخصی که سلامتی کامل دارد و قادر به کار کردن است اما دین خود را نمی‌پردازد و هزینه‌های زندگی او توسط دیگری (مثلاً پدر) تأمین می‌شود، در صورتی که دادگاه احراز کند وی توانایی مالی یا امکان اشتغال و کسب درآمد دارد، معسر شناخته نمی‌شود و به عنوان ممتنع از پرداخت دین تلقی خواهد شد.

  • شخص سرپرست خانوار با درآمد ناکافی، اگر درآمد وی صرفاً کفاف معیشت خود و خانواده‌اش را بدهد و مالی مازاد بر مستثنیات دین نداشته باشد، می‌تواند به عنوان معسر شناخته شود و مشمول احکام اعسار یا تقسیط دین گردد.


جمع‌بندی


قانونگذار میان کسی که با وجود توانایی مالی یا امکان اشتغال، از پرداخت دین امتناع می‌کند و کسی که واقعاً درآمد یا مالی برای پرداخت دین ندارد (به ویژه اگر سرپرست خانوار باشد)، تفاوت قائل شده است. تشخیص نهایی با دادگاه است و شرایط هر فرد باید با دقت بررسی شود.


منبع:



  • قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی (۱۳۹۴)، ماده ۶

  • قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی (۱۳۷۹)، ماده ۵۲۲

  • استعلامات حقوقی قوه قضاییه (پاسخ به استعلام ۱۴۰۱٫۱۰٫۰۳، شماره ۴۰۵-۲۹٫۱-۱۴۰۱)


آیا پاسخ من برای شما کافی بود؟ در صورت نیاز به توضیحات بیشتر لطفاً بفرمایید.
برای دریافت مشاوره تخصصی‌تر، می‌توانید از خدمات وینداد استفاده کنید.

هر سوال حقوقی داشتید از ما بپرسید. متخصص‌های ما در سریع‌ترین زمان ممکن به سوال شما جواب تخصصی می‌دهند.

بیشتر بخوانید

پروفایل کاربر

مهرو عرب

خیانت در امانت

ماشینمو به امانت داده بودم به شوهرم که یک سالی هست از هم جدا زندگی میکنیم اما به طور قانونی هنوز جدا نشدیم ، بعد از گذشت سه هفته ازش خواستم ماسچشینو برگردونه اما گفت ماشین نیست نمی‌دونم کجاست و الان یک ماهه مخفیش کرده ، شکایت کردم به اتهام خیانت در امانت و پرونده دست قاضیه الان اما هنوز هیچی مشخص نیست دوتا شاهد هم بردم ، پدرم و دخترم ، می‌خوام بدونم نتیجه پرونده چی میشه

پروفایل کاربر

نیما رضایی

قرار تامین خواسته

سلام

بابت سفته شکایت کردم پیامک قرار تامین خواسته برام اومد که داخلش نوشته شده خوانده ده روز برای اعتراض فرصت داره

میخواستم بدونم به عنوان خواهان باید حضوری به دادگاه مراجعه کنم یا منتظر پیامک بعدی باشم؟

پروفایل کاربر

ایرج آقالو

علت درج نام مدیر عامل شرکت با مسئولیت محدود در اجرائیه دادگاه به عنوان محکوم علیه

درود بر شما ... شرکتی با مسئولیت محدود داریم که از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ بصورت پیمانکاری فعال بوده و تعدادی پرسنل داشته است . در حال حاضر سختی کار یک پرسنل تایید شده و شرکت بابت ۴ درصد حق بیمه مربوطه به سازمان تامین اجتماعی بدهکار شده است . کارگر خود ۴ درصد را پرداخت کرده و در اداره کار برعلیه شرکت اقامه دعوی کرده است . رای هیئت تشخیص و هیئت حل اختلاف هردو شرکت را محکوم به پرداخت مبلغ مورد نظر به کارگر نموده و در رای مربوطه نام شخص مدیر عامل به عنوان محکوم وجود ندارد . کارگر با رای هیئت حل اختلاف اداره کار به دادگاه حقوقی مراجعه و‌ درخواست صدور اجراییه نموده است . در احراییه صادره ، در ردیف اول نام شرکت و در ردیف دوم نام مدیر عامل به عنوان محکوم علیه آورده شده است .
پرسش این است که در حالی که در رای هیئت حل اختلاف تنها شرکت به عنوان محکوم به پرداخت شناخته شده ، چرا در برگ اجراییه صادره نام مدیر عامل نیز به عنوان محکوم علیه دیده می شود؟